می خورده شوخ من عرقآلود میرسد
آن فتنهای که بیم ازو بود میرسد
قسمت ببین که از لب شیرین نوخطان
حلوا به دیگران و به ما دود میرسد
اعضای او ز بس که ملاحت سرشتهاند
زخمم ز دست یار نمکسود میرسد
در عشق اگرچه هست زبان بر سر زبان
دل جمع دار سود بر سود میرسد
رفتم ز خود ز آمدن سروقامتی
پنداشتم قیامت موعد میرسد
گرم است مجلس کسی امشب ز نالهام
مطرب در آتش ار فکند عود میرسد
وقت است واقف از زخ او آب چشم ده
می خورده شوخ من عرقآلود میرسد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.