آنکه فکر دل بیمار نکرد است منم
درد خود پیش کس اظهار نکرد است منم
آنکه با دشمنی اقرار نمود است تویی
وانکه از دوستی انکار نکرد است منم
آنکه در چشم سگانت ز وفا خوار شده
وانکه از خوارشدن عار نکرد است منم
آنکه چون عمر وفادار نبوده است تویی
وانکه در عمر جز این کار نکرد است منم
آنکه عمری به سر آورده در اندیشهٔ یار
وانکه اندیشه ز اغیار نکرد است منم
آنکه ره در دل اغیار به زاری کرده
وانکه راهی به دل یار نکرد است منم
آنکه بر باد فنا رفته سر و سامانش
ترک آن یار هوادار نکرد است منم
آنکه از درد به لب آمده جانش صد بار
درد دل پیش تو یکبار نکرد است منم
آنکه نالیده بسی بر در دلها واقف
زاری او به دلی کار نکرد است منم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.