یار ز من گر خبر داشتی
کی به رقیبان نظری داشتی
یار به درد سخنم میرسید
درد سخن گر قدری داشتی
بست به کینم کمر از نالهام
کاش فلک گوش کری داشتی
دیدهٔ این سنگدلان تر شدی
دود دلم گر اثری داشتی
شهر ز جور تو نگشتی خراب
دهر اگر دادگری داشتی
های چه میشد چو کبوتر اگر
نامهٔ من بال و پری داشتی
گشت پریشان دل من بیسبب
کاش به زلف تو سری داشتی
کار جهان درهم و برهم شدی
چون تو جهان گر دیگری داشتی
آه کجا شد که به من پیش ازین
هم گذری هم نظری داشتی
نرم شدی آهن او همچو موم
گر دم گرمم اثری داشتی
داغ تو مردانه به دل سوختی
واقف ما گر جگری داشتی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.