بستهٔ زنجیر گیسویت نه من صد همچو من
کشتهٔ شمشیر ابرویت نه من صد همچو من
...
خستهٔ چشمان جادویت نه من صد همچو من
هر طرف هنگامهٔ خونابه افشانیست گرم
ای کباب آتش خویت نه من صد همچو من
در حریمت جابهجا دارد غریبی خانهای
بیوطن افتاده در کویت نه من صد همچو من
هر صحر گل در هوای تو گریبان میدرد
ای دماغ آشفتهٔ بویت نه من صد همچو من
عالمی را زخم شمشیرت به خاک و خون نشاند
ای هلاک دست و بازویت نه من صد همچو من
مانده همچون صورت دیوار از حیرت بهجا
پشت بر دیوار از رویت نه من صد همچو من
در هوایش همچو قمری طوق در گردن بسی است
مبتلای سرو دلجویت نه من صد همچو من
این غزل واقف به طرز خاص کردی آفرین
بندهٔ طبع سخنگویت نه من صد همچو من



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.