در قفس نی گل نه گلشن یاد میآید مرا
گاهگاهی از نشیمن یاد میآید مرا
آنقدر ترسیده چشم من ازین مردم که من
دوست میبینم ز دشمن یاد میآید مرا
زخم تیغت به شد و از یاد رفت اما هنوز
آنچه با من کرد سوزن یاد میآید مرا
ناله خیزد از رگ جانم بسان تار ساز
هر که آن ناخن به رگ زد یاد میآید مرا
بس که ناساز است با من عیش بیآن دلنواز
بشنوم گر نغمه، شیون یاد میآید مرا
میشود بیتالحزن واقف جهان از گریهام
هرگه از گمگشتهٔ من یاد میآید مرا



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.