گنجور

 

فهرست شعرها به ترتیب آخر حرف قافیه گردآوری شده است. برای پیدا کردن یک شعر کافی است حرف آخر قافیه آن را در نظر بگیرید تا بتوانید آن را پیدا کنید.

مثلا برای پیدا کردن شعری که مصرع خوگر وصل چه داند غم مهجوری را مصرع اول یکی از بیتهای آن است باید شعرهایی را نگاه کنید که آخر حرف قافیه آنها ا است.

حرف آخر قافیه

الف
ب
ت
ج
خ
د
ر
ز
س
ش
ض
غ
ف
ک
گ
ل
م
ن
و
ه
ی

شماره ۱: ای هر سر موی تو رگ جان دل ما

شماره ۲: چه غم گر غمش ناتوان کرد ما را

شماره ۳: نکشد یار از غرور مرا

شماره ۴: دل ز رنج سفر عشق خراب است مرا

شماره ۵: نمک خوان دل فگاران است

شماره ۶: خوگر وصل چه داند غم مهجوری را

شماره ۷: چون نی نساخت همدمی هیچ‌کس مرا

شماره ۸: کی دل خشنود می‌باید مرا

شماره ۹: بس که در هر صورت آزار است دامنگیر ما

شماره ۱۰: چشمش از یک نگاه کشت مرا

شماره ۱۱: کردم ز عشق داغ سراپای خویش را

شماره ۱۲: از پا فکنده قامت رعنای او مرا

شماره ۱۳: همسری نبود به ابروی بتان شمشیر را

شماره ۱۴: پرتو آن مه‌جبین بی‌تاب می‌سازد مرا

شماره ۱۵: کجا هوای گلستان شگفته کرد مرا

شماره ۱۶: ضرور بر زر رخسار شد سپاس مرا

شماره ۱۷: هر شب ز گریه بی تو سحر می‌کنم بیا

شماره ۱۸: مجمر داغ گشت سینه ما

شماره ۱۹: درهم و برهم نمود طره جانانه را

شماره ۲۰: از کجا می‌آیی ای غارتگر جان از کجا

شماره ۲۱: ای سوخته از داغ تو صد جای دل ما

شماره ۲۲: به تربتم چو دهم جان در انتظار بیا

شماره ۲۳: بسمل نمود آرزوی تیغ او مرا

شماره ۲۴: ای که بستی کمر از بهر دل ‌آزاری ما

شماره ۲۵: در غم دل چون ز خون رنگین کنم این دیده را

شماره ۲۶: کس چه کند این دل آواره را

شماره ۲۷: زارم از درد جدایی ای دل زارم بیا

شماره ۲۸: نتوان کرد مرا از تو به تدبیر جدا

شماره ۲۹: بگو به آن مژه‌ها تا زنند تیر مرا

شماره ۳۰: هست آرزوی بوسه‌ای از تو من دل‌ریش را

شماره ۳۱: نوبهار است و ندارم دل خشنود بیا

شماره ۳۲: توان داشت معذور در گردشم

شماره ۳۳: خسته عشقیم و می‌سوزد دل غمگین ما

شماره ۳۴: تا فرود آمدی به خانه ما

شماره ۳۵: می‌روی و حسرت بسیار می‌ماند به جا

شماره ۳۶: ضبط کنم در نفس ناله و فریاد را

شماره ۳۷: داغ تو ز بس گداخت ما را

شماره ۳۸: سر کنم در وصف گیسوی تو هر جا خامه را

شماره ۳۹: مگذار به دل دگر امل را

شماره ۴۰: می خورده با رقیب برافروختی چرا

شماره ۴۱: کرده‌ام پیدا تب و تابی که می‌سوزد مرا

شماره ۴۲: شد اسیر آن زنخندان دیده و دانسته دل

شماره ۴۳: خداوندا ترحم را بگو این سختگیران را

شماره ۴۴: سوخت سودای نگاهت خانمان سرمه را

شماره ۴۵: ای بسته کمر شکست ما را

شماره ۴۶: از کاوش مژگان تو در سینه دارم خارها

شماره ۴۷: دام می‌بافند صیادان برای عندلیب

شماره ۴۸: زین که تب کرده‌ام به درد طلب

شماره ۴۹: خوار شدیم از وفا در سر کوی حبیب

شماره ۵۰: چند باشد دیده از دیدار دیدن بی‌نصیب

شماره ۵۱: همچو صبحم از ازل گشته دم سرد نصیب

شماره ۵۲: از شانه گر برون فتدم شاند وار دست

شماره ۵۳: جلوه مستانه کردی عاقبت

شماره ۵۴: مرا اگر همه یک استخوان ز تن باقیست

شماره ۵۵: همه عمرم به درد غم گذشت است

شماره ۵۶: نه کار بر دل من روزگار تنگ گرفت

شماره ۵۷: این نسخه بی‌ربط که دیوان فقیر است

شماره ۵۸: عاشقان را گزند بسیار است

شماره ۵۹: عشق سوزم در استخوان انداخت

شماره ۶۰: گر زهر دهی شکر توان گفت

شماره ۶۱: به پلوی من تیر یارم نشسته است

شماره ۶۲: سر به سودای تو دارم که تجارت این است

شماره ۶۳: خون من جوشید تا آن دست و پا را دیده است

شماره ۶۴: دلم از هجر رویش بس غمین است

شماره ۶۵: گل زمن قاعده جامه‌دریدن آموخت

شماره ۶۶: جانانه به ما گه نظری گه گذری داشت

شماره ۶۷: در محبت این خرابی‌ها که من دارم بس است

شماره ۶۸: سینه‌ای باغ و داغ تو گل اوست

شماره ۶۹: عیش بیرون رفت و غم در دل به سلطانی نشست

شماره ۷۰: نپرسی حال ما ای بی‌مروت

شماره ۷۱: خوبی من اشک گلگون من است

شماره ۷۲: سرو من دوش در اطراف گلستان می‌گشت

شماره ۷۳: آن را که با تمیز بود یک پشیز نیست

شماره ۷۴: یار رفت و جان زاری مانده است

شماره ۷۵: شب که صحبت به غم دوری احباب گذشت

شماره ۷۶: زان شوخ دل به نامه و پیغام شاد نیست

شماره ۷۷: از تغافل‌های او تنها دلم ناشاد نیست

شماره ۷۸: شب جدایی آن رشک ماه در پیش است

شماره ۷۹: سرو کی همچون قدت ناز مجسم برخاست

شماره ۸۰: کسی که روی تو را لاله‌زار ساخته است

شماره ۸۱: چرا زاهد از بزم رندان نفور است

شماره ۸۲: شب فراق ر بس عرصه بر دلم تنگ است

شماره ۸۳: صحبت غیر با او درگیر است

شماره ۸۴: ز هجران در دل تنگم فضا نیست

شماره ۸۵: ندانم عشق غارتگر کجایی است

شماره ۸۶: کی مرا در زندگانی پیرهن آمد به‌دست

شماره ۸۷: یار را نزدیکم از دورآور است

شماره ۸۸: نی همین دل‌خسته درد جدایی مردنی است

شماره ۸۹: شمشیر ناز او ز سر من گذشته است

شماره ۹۰: دل از سینه من به در رفته است

شماره ۹۱: اضطراب عشق در کارم فتور انداخت است

شماره ۹۲: از بس که گریه کردم م در جگر نمانده است

شماره ۹۳: از یک توجه پیر خرابات

شماره ۹۴: دلا به دست ازان طره نیست یک تارت

شماره ۹۵: مکن شکوه گر دیده در اشک‌باریست

شماره ۹۶: درآ به خشم منت تندخو نخواهم گفت

شماره ۹۷: از طپیدن دمی نیاسوده است

شماره ۹۸: بیا بیا که غم و غصه از حساب گذشت

شماره ۹۹: با ما خیال او چه‌قدر بی‌تکلف است

شماره ۱۰۰: نی همین بی او دل گرمم گداخت

شماره ۱۰۱: ای دل ز یار شکوه‌گزاری چه لازم است

شماره ۱۰۲: اگر به خار و خس آن گل قدح به‌ دست نشست

شماره ۱۰۳: من نه هر جایی که تدبیر بود خواهم رفت

شماره ۱۰۴: به صفحه رخ او نقش خط نوشته درست

شماره ۱۰۵: خاک گشتم در رهت از من غباری برنخاست

شماره ۱۰۶: مرا کشت و کین از دل او نرفت

شماره ۱۰۷: دلی در خون طپیده را چه علاج

شماره ۱۰۸: لبت هنوز نگردیده بود از پان سرخ

شماره ۱۰۹: محبت با دلش کاری ندارد

شماره ۱۱۰: دانی محیط فتنه چرا موج می‌زند

شماره ۱۱۱: به شهرم خرد چند رسوا نماید

شماره ۱۱۲: بند ز بند من جدا کرد که کرد یار کرد

شماره ۱۱۳: رسید یار و در غصه‌ام فراز کنید

شماره ۱۱۴: در دل آن پرعتاب می‌گردد

شماره ۱۱۵: گل عیش نچیدم گرچه عهد وصل یار آمد

شماره ۱۱۶: سر پرشور جنون بر تن من می‌باید

شماره ۱۱۷: مرا ز زنخدان او دل برآید

شماره ۱۱۸: چشم من چون پیش آن نادردمندان تر شود

شماره ۱۱۹: دوستی روزی دشمن نشود

شماره ۱۲۰: گل به عارض زیبا نرسد

شماره ۱۲۱: محنت‌کش هجرم خبرم هیچ مپرسید

شماره ۱۲۲: زان کماندار به حالم نظری بود نماند

شماره ۱۲۳: راندی مرا ز خدمت تقصیر من چه باشد

شماره ۱۲۴: به غیر از جفا یاد کاری ندارد

شماره ۱۲۵: هر سبزه که در بهار روید

شماره ۱۲۶: اشک عشاق تو ممتاز بود

شماره ۱۲۷: تیغ بیداد برآهیختنش را نگرید

شماره ۱۲۸: درد دلم ز رنگ رخم گرد می‌کند

شماره ۱۲۹: ارباب قرب را که جگر آب می‌شود

شماره ۱۳۰: طلعت روی تو آفتاب ندارد

شماره ۱۳۱: آنچه با دل آن ستمگر می‌کند

شماره ۱۳۲: چه شد گر او به من خسته خشمگین افتاد

شماره ۱۳۳: حرف از مهر و وفا می‌گوید

شماره ۱۳۴: تا چه‌ها بر سرش از پهلوی اغیار آمد

شماره ۱۳۵: ره به جانان نمی‌توانم برد

شماره ۱۳۶: چو رفتم پیش او چین بر جبین زد

شماره ۱۳۷: اشکم از دیده به صد شور چکیدن دارد

شماره ۱۳۸: آن دل که ز چشم دلبر افتاد

شماره ۱۳۹: تنها نه چشم از غم هجران سفید شد

شماره ۱۴۰: نمود از وعده قتلم دلم شاد

شماره ۱۴۱: طالب وصل اگر باید بود

شماره ۱۴۲: فغان کز گفته اغیار با من خوب من بد شد

شماره ۱۴۳: ز امید وصالش گرچه دل خشنود می‌گردد

شماره ۱۴۴: یک بوسه گز ز نوش لبان می‌توان خرید

شماره ۱۴۵: جامه‌زیبان به ما چه‌ها کردند

شماره ۱۴۶: غم دل دلبری دارد ندارد

شماره ۱۴۷: کی خسته غمت به مسیح التجا برد

شماره ۱۴۸: رفت در زهد عمر من بر باد

شماره ۱۴۹: دلبران شوخ و میرزا مشوید

شماره ۱۵۰: طاقتم برد هجر تاب نماند

شماره ۱۵۱: راز درون پرده ز اشکم به در فتاد

شماره ۱۵۲: کس چرا دل به چنین شوخ جفا جو بندد

شماره ۱۵۳: ز دولت تو دلم درد و داغ پیدا کرد

شماره ۱۵۴: هر که را سودای زلف او گریبان‌گیر شد

شماره ۱۵۵: به بالای او هر که دل داده باشد

شماره ۱۵۶: از دوا درد دلم روی به بهبود نکرد

شماره ۱۵۷: من ز دل دل ز من جدا افتاد

شماره ۱۵۸: ز من برگشت آن مه مهربان من که خواهد شد

شماره ۱۵۹: دیده گردید و بت عهدشکن پیدا کرد

شماره ۱۶۰: بشنو که پیر دیر چه ارشاد می‌کند

شماره ۱۶۱: چو غنچه مانده‌ای ای دل کنون که یار آمد

شماره ۱۶۲: بنمای رو که صورت عالم نکو شود

شماره ۱۶۳: کسی امید چه نفع از تو ای فلک دارد

شماره ۱۶۴: جان ضعیف من که به جانان نمی‌رسد

شماره ۱۶۵: تنگ تنگ از دهن یار شکر می‌ریزد

شماره ۱۶۶: ره نمی‌یابد سکندر هم به دولت‌خانه‌اش

شماره ۱۶۷: گر او دل می‌دهد جان می‌ستاند

شماره ۱۶۸: تندخویی ز من نمی‌آید

شماره ۱۶۹: دارد افسانه بیتابی من تأثیری

شماره ۱۷۰: نه همین عالم ازین زلف دگرگون گردید

شماره ۱۷۱: داغت بس از فنا به مزارم بهار کرد

شماره ۱۷۲: مرا اگر تب عشق استخوان بجنباند

شماره ۱۷۳: به جز چاکی که آن از جیب تا دامن نمی‌آید

شماره ۱۷۴: سحری مرحمتی عشق تو در کارم کرد

شماره ۱۷۵: اگر ز خاک مزارم غبار برخیزد

شماره ۱۷۶: غم افزون شد نپرسیدی چرا شد

شماره ۱۷۷: تا ستانم ز بتان داد تن خون‌آلود

شماره ۱۷۸: چشم تو را که رخصت خون ریز داده‌اند

شماره ۱۷۹: غنچه‌سان تنگی دل از سر من وا نشد

شماره ۱۸۰: خیال تند خوی در دل من خانه می‌سازد

شماره ۱۸۱: دشمنان خانه من سوخته بودند نشد

شماره ۱۸۲: ز وصلت ناامیدی‌ها همه امید می‌گردد

شماره ۱۸۳: نه همین بادیه گلزار هوادار تو بود

شماره ۱۸۴: چه گویم که حال من از عشق چون شد

شماره ۱۸۵: دامان من از شومی این چشم تر آلود

شماره ۱۸۶: بی تو با این همه زاری به لبم جان نرسد

شماره ۱۸۷: سینه‌ام از داغ‌ها معمور باد

شماره ۱۸۸: آن روز که یار خواهد آمد

شماره ۱۸۹: دوش بر بالینم آمد یار و غم‌خواری نکرد

شماره ۱۹۰: با اهل هوس نشستی آخر

شماره ۱۹۱: دور از در او فتادم آخر

شماره ۱۹۲: نماندیم در هجر او زنده بسیار

شماره ۱۹۳: بیا عیادت من کن قدم دریغ مدار

شماره ۱۹۴: درآ به میکده و ترک نام و ننگ بگیر

شماره ۱۹۵: تا به کی صرف حنابندی نمایی روزگار

شماره ۱۹۶: ای سرت گرم به وصل دلنواز

شماره ۱۹۷: خط از اطراف روی یار شد سبز

شماره ۱۹۸: حسن او برگشت و دارد عشق رسوایم هنوز

شماره ۱۹۹: شب رخت بست و صبح دمیدن گرفت باز

شماره ۲۰۰: تمام چشم شد از شوق دیدن تو دلم

شماره ۲۰۱: رفتی ای ماه به جای که مرپرس

شماره ۲۰۲: خنجر به قصد کشتن ما می‌کشی مکش

شماره ۲۰۳: این‌قدر کینه‌جو مباش مباش

شماره ۲۰۴: من که از غیرت کشیدم دست خود از دامنش

شماره ۲۰۵: گر بگردد روزگار از وضع خویش

شماره ۲۰۶: ای از تو رنگ و بوی گرفته بهار قرض

شماره ۲۰۷: به عشق مردم و از درد سر شدم فارغ

شماره ۲۰۸: شب که در کلبه من بود چراغ

شماره ۲۰۹: کار خداپسند نکردم هزار حیف

شماره ۲۱۰: فرودم آمدی در دل مبارک

شماره ۲۱۱: ماند دست آرزویم خالی از دنیای خشک

شماره ۲۱۲: تن شد از سنگ جفای او مرا فیروزه‌رنگ

شماره ۲۱۳: عمر بگذشت و ندیدم از تو گاهی روی دل

شماره ۲۱۴: خوشم از نعره مستانه دل

شماره ۲۱۵: ز گریه دامن گل گشته است محشر گل

شماره ۲۱۶: تو را ای دل به جای می‌فرستم

شماره ۲۱۷: شوخ و بی‌باک و آفتی چه کنم

شماره ۲۱۸: یا رب به او چگونه شود آشنا دلم

شماره ۲۱۹: غم و درد را جست‌وجو می‌کنم

شماره ۲۲۰: چرا سر بر درت افتاده باشم

شماره ۲۲۱: برت شاد آدم ناشاد رفتم

شماره ۲۲۲: همدم از گریه خونین دارم

شماره ۲۲۳: به تیغ یار اگر سودا نمی‌کردم چه می‌کردم

شماره ۲۲۴: گله از جور تو بنیاد کنم یا نکنم

شماره ۲۲۵: دیدم به خواب امشب زلفت به دست جمعی

شماره ۲۲۶: من دل گم گشته جویان می‌روم

شماره ۲۲۷: در غم هجر تو گریان ز سفر می‌آیم

شماره ۲۲۸: حدیث گرمی خوی تو بر زبان دارم

شماره ۲۲۹: از تو صبر ای ستم ایجاد ندارم چه کنم

شماره ۲۳۰: من کجا معتبرش می‌گردم

شماره ۲۳۱: گاهی نیازد آن ماه یادم

شماره ۲۳۲: از گریه رسید آب به بنیاد نگاهم

شماره ۲۳۳: خوشا ساعت که با مینای می رندانه بنشینم

شماره ۲۳۴: دوشم گذر فتاد به هامون گریستم

شماره ۲۳۵: روزی که به رویت نظر انداخته بودم

شماره ۲۳۶: چند دل را در غم آن خوش پسر ضایع کنم

شماره ۲۳۷: دوستان با وصف بی‌تقصیریم

شماره ۲۳۸: عالی ساخته ویران اشکم

شماره ۲۳۹: چه خیال است کزین باغ ثمر جمع کنم

شماره ۲۴۰: با تو عرض جانگدازی می‌کنم

شماره ۲۴۱: به کوی دلبران حد ادب فهمیده می‌آیدم

شماره ۲۴۲: همه شور و همه شغب ماییم

شماره ۲۴۳: بس که محو خیال آن رویم

شماره ۲۴۴: جان نثار دلربایان کرده‌ایم

شماره ۲۴۵: یاد ایامی که در کوی تو مسکن داشتم

شماره ۲۴۶: دستگیری گر امید از هیچ‌کس می‌داشتم

شماره ۲۴۷: عیبم مکن اگر سوی میخانه می‌روم

شماره ۲۴۸: صرف محبت تو شد حاصل زندگانیم

شماره ۲۴۹: آه کز کوی او به در رفتم

شماره ۲۵۰: بس که یارم داد دشنام از دعا شرمنده‌ام

شماره ۲۵۱: گر ز چشم دام می‌دیدم نگاه التفات

شماره ۲۵۲: ما خون به ایاغ خویش کردیم

شماره ۲۵۳: احوال خود بتان به شما عرض می‌کنم

شماره ۲۵۴: من چه گویم چه زین سفر دیدم

شماره ۲۵۵: یاد ایامی‌ که با آن دل‌شکن می‌ساختم

شماره ۲۵۶: ز همرهان درین وادی کجا کاری به کس دارم

شماره ۲۵۷: خواندی از خیل غلامان خودم

شماره ۲۵۸: کردی بر من جفا چه گویم

شماره ۲۵۹: زین گلستان به خاطر دلگیر می‌روم

شماره ۲۶۰: گر نه سودا به سر زلف بتان می‌کردم

شماره ۲۶۱: پرم در قفس ریخت از بس طپیدن

شماره ۲۶۲: در غمت گریه فراوان کردم

شماره ۲۶۳: نمی‌دانم چه سازم تا دلت از کین بگردانم

شماره ۲۶۴: مرا ای غم ز سر واشو نه دلدارم نه جان دارم

شماره ۲۶۵: من رنگ آن بهار حنا را ندیده‌ام

شماره ۲۶۶: آسان نه درین بادیه ما کام گرفتیم

شماره ۲۶۷: من ز گیسوی کسی تاری به دست آورده‌ام

شماره ۲۶۸: ز وحشت پای در دامن کشیدن رفت از یادم

شماره ۲۶۹: دل سختش از زاری شود نرم

شماره ۲۷۰: در بند غم فغان چو اساری برآورم

شماره ۲۷۱: خون گشت جگر دگر چه گویم

شماره ۲۷۲: عشق‌‌آموخته‌ای می‌خواهم

شماره ۲۷۳: سخت بیمار ز هجران شده‌ام

شماره ۲۷۴: بر سر کوی تو پای من شکست

شماره ۲۷۵: دل نامهربان او اگر سنگست من دانم

شماره ۲۷۶: چند در مدرسه و کعبه افادت طلبم

شماره ۲۷۷: چین بر جبین ز خوی بد ای مه‌جبین مزن

شماره ۲۷۸: هواداری یارن برنمی‌تابد دماغ من

شماره ۲۷۹: مژده وصل ای صبا برسان

شماره ۲۸۰: بر در مهوشان گدایی کن

شماره ۲۸۱: به کوی که خوارند آنجا عزیزان

شماره ۲۸۲: چون تو آیی بر سر بیداد نتوان زیستن

شماره ۲۸۳: در آتشم از عشق و نگویی چه خس است این

شماره ۲۸۴: یک شب قدمی رنجه نما زاری من بین

شماره ۲۸۵: زان لب سخنی شنفته‌ام من

شماره ۲۸۶: قهر و عتاب و جور و جفا می‌کنی مکن

شماره ۲۸۷: خون مرا بریزی و گویی رواست این

شماره ۲۸۸: در لباس دلبران حسن خدایی را ببین

شماره ۲۸۹: جور تو بی‌حساب شد بس کن

شماره ۲۹۰: زلف و رخسار دل‌افروز ببین

شماره ۲۹۱: در فراق آن به دل نزدیک و دور از چشم من

شماره ۲۹۲: بنده پرور ز پی یک دیدن

شماره ۲۹۳: زین دامگاه حادثه رستن نمی‌توان

شماره ۲۹۴: چه دیدی ز من ناز پرورد من

شماره ۲۹۵: از برای غارتم زین‌سان متاز ای نازنین

شماره ۲۹۶: اشکم بکشید پا به دامن

شماره ۲۹۷: ساقی خدای را بر من وصف باده کن

شماره ۲۹۸: به حکم ناز گهی غمزه را چو تیر بزن

شماره ۲۹۹: عبث بی‌عشق عمری زیستم من

شماره ۳۰۰: نمی‌دانستی از طفلی هنوز آن شوخ پان خوردن

شماره ۳۰۱: خون ناحق ریختن از بس که باشد کار او

شماره ۳۰۲: سحر طپیده به خون از بهار خنده تو

شماره ۳۰۳: سرو آمد به سلام قد تو

شماره ۳۰۴: به دل هست بار غمم زان مثابه

شماره ۳۰۵: گشای از دل من گر چو کوکنار گره

شماره ۳۰۶: واه چه خوش چشمی بت من واه واه

شماره ۳۰۷: تا شدم لای خوار میخانه

شماره ۳۰۸: گرچه شد از عشق حال من تباه

شماره ۳۰۹: گشته تا پیدا ازن رخسار گلگون آبله

شماره ۳۱۰: مرا مست و شیدا تو کردی تو کردی

شماره ۳۱۱: من کیستم به بند محبت فتاده‌ای

شماره ۳۱۲: ای دل نشود رفع ملالی که تو داری

شماره ۳۱۳: به رهت به خون نشستم که گذر کنی نکردی

شماره ۳۱۴: ازان لب یافت از بس ساز و رگ شکرافشانی

شماره ۳۱۵: نجس باشد به چشم پاک بینم دولت دنیا

شماره ۳۱۶: واه گه در دست من افتاد نگار عجبی

شماره ۳۱۷: از درد نهان من چه پرسی

شماره ۳۱۸: به بوسه‌ای من ازان لب نمی‌شوم راضی

شماره ۳۱۹: ای دل هزار حیف ز جانانه غافلی

شماره ۳۲۰: به شادی خوگری کیفیت غم را چه می‌دانی

شماره ۳۲۱: ای محبت جسم و جانم سوختی

شماره ۳۲۲: ای مرا با تو آرزومندی

شماره ۳۲۳: دل مهیا نموده برپایی

شماره ۳۲۴: مستانه گر از خانه برون تاخته باشی

شماره ۳۲۵: یا رب بسی کشیدم آزار زندگانی

شماره ۳۲۶: چو گرم دادن دشمنام دیگران باشی

شماره ۳۲۷: داریم زخم‌خورده تیغ بتان دلی

شماره ۳۲۸: گیرم که جمله من جگر و دل شود کسی

شماره ۳۲۹: دلا سودا به زلف دلبران از سادگی کردی

این آمار از میان ۱٬۳۹۷ بیت شعر موجود در گنجور از اشعار این بخش استخراج شده است.

توجه فرمایید که این آمار به دلایلی از قبیل وجود چند نسخه از آثار شعرا در سایت (مثل آثار خیام) و همینطور یک بیت محسوب شدن مصرع‌های بند قالبهای ترکیبی مثل مخمس‌ها تقریبی و حدودی است و افزونگی دارد.

آمار همهٔ شعرهای گنجور را اینجا ببینید.

وزن‌یابی دستی در بیشتر موارد با ملاحظهٔ تنها یک مصرع از شعر صورت گرفته و امکان وجود اشکال در آن (مخصوصاً اشتباه در تشخیص وزنهای قابل تبدیل از قبیل وزن مثنوی مولوی به جای وزن عروضی سریع مطوی مکشوف) وجود دارد. وزن‌یابی ماشینی نیز که جدیداً با استفاده از امکانات تارنمای سرود اضافه شده بعضاً خطا دارد. برخی از بخشها شامل اشعاری با بیش از یک وزن هستند که در این صورت عمدتاً وزن ابیات آغازین و برای بعضی منظومه‌ها وزن غالب منظومه به عنوان وزن آن بخش منظور شده است.

ردیف وزن تعداد ابیات درصد از کل
۱ وزن‌یابی نشده ۱٬۲۱۰ ۸۶٫۶۱
۲ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) ۵۹ ۴٫۲۲
۳ مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) ۴۵ ۳٫۲۲
۴ فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) ۱۹ ۱٫۳۶
۵ فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف) ۱۵ ۱٫۰۷
۶ مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) ۱۱ ۰٫۷۹
۷ مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف) ۱۱ ۰٫۷۹
۸ مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون) ۸ ۰٫۵۷
۹ مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) ۷ ۰٫۵۰
۱۰ مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب) ۶ ۰٫۴۳
۱۱ مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم) ۳ ۰٫۲۱
۱۲ فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) ۳ ۰٫۲۱

آمار ابیات برچسب‌گذاری شدهٔ این بخش با قالب شعری در گنجور به شرح زیر است:

ردیف قالب شعری تعداد ابیات درصد از کل
۱ غزل ۱٬۳۹۷ ۱۰۰٫۰۰

آمار فراوانی تعداد ابیات اشعار این بخش به شرح زیر است (بلندترین شعر شامل ۱۳ بیت و کوتاه‌ترین شامل ۱ بیت شعر است):

ردیف تعداد ابیات شعر فراوانی درصد از ۳۲۹ شعر
۱ ۳ ۱۲۷ ۳۸٫۶۰
۲ ۴ ۸۰ ۲۴٫۳۲
۳ ۵ ۶۵ ۱۹٫۷۶
۴ ۶ ۳۳ ۱۰٫۰۳
۵ ۷ ۱۲ ۳٫۶۵
۶ ۸ ۴ ۱٫۲۲
۷ ۹ ۲ ۰٫۶۱
۸ ۱ ۲ ۰٫۶۱
۹ ۱۰ ۱ ۰٫۳۰
۱۰ ۲ ۱ ۰٫۳۰
۱۱ ۱۲ ۱ ۰٫۳۰
۱۲ ۱۳ ۱ ۰٫۳۰