دیوانه سختی که ز طفلان کشیده است
ز ابنای روزگار دلم آن کشیده است
دل بیتو گشته ضامن ویرانی جهان
بازآ که کار گریه به طوفان کشیده است
عمر دراز در سر زلف تو کرده است
نقاش صورت تو نه آسان کشیده است
اندیشهای ز روز قیامت نمیکند
آنکس که محنت شب هجران کشیده است
زین پیش خار خار جنون اینقدر نبود
عشقم برهنه پا به بیابان کشیده است
در خانه چون قرار کند این سیاهروز
چشم تو سرمه را ز صفاهان کشیده است
واقف ندیده سینهٔ صدی ز چنگ باز
از دستم آن ستم که گریبان کشیده است



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.