گنجور

 
واقف لاهوری

غنچهٔ دل در چمن دور از تو نگشاید مرا

خندهٔ گل در نظر خمیازه می‌آید مرا

امتحان کردم ندارد وعدهٔ وصل تو اصل

بی‌مروّت دیگری را ده نمی‌باید مرا

نسبت من با تو باشد نسبت ابر و چمن

خنده می‌آید تو را چون گریه می‌آید مرا

همچو آن شخصی که باشد معتقد دیوانه را

می‌کنم واقف به جان دل هرچه فرماید مرا

 
 
نسکبان اندروید