به گلشن پیش آن نازآفرین چشم
ز خجلت دوخت نرگس بر زمین چشم
بتان چون غنچهٔ نرگس نهفتند
ز شرم چشم او در آستین چشم
ز اشک ابر باغ و راغ شد سبز
خدا گر چشم بخشد این چنین چشم
نمیرفتیم نزدیک محبت
اگر میبود ما را دوربین چشم
جهانی را به طوفان داد از اشک
مرا غرق خجالت کرد این چشم
نگه کن گو غضبآلود باشد
که ما پوشیدهایم از مهر و کین چشم
چه سازد گر نگرید خون چه سازد
چو دل دارد بلای در کمین چشم
ز من واقف نگه میدزدد آن شوخ
ز چشم او مرا کی بود این چشم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.