کار ما گذشت از کار فکر ما خدا را کن
یعنی از غم دوری مردهایم احیا کن
بستهٔ امید و بیم تا به کی زیم صیاد
یا پر مرا بشکن یا در قفس وا کن
کرده تیغ مژگانت پارهپاره دلها را
از دعای مظلومان پارهای محابا کن
رایگان مکن خود را عرض ای سهی بالا
قدر خویشتن بشناس نرخ جلوه بالا کن
چند تیغ رعنایی برکشی ز خودرایی
شعله نیستی آخر ترک سرکشیها کن
ساخت شهر را ویران آب دیدهٔ واقف
من تو را نمیگفتم جای گریه پیدا کن



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.