بر آن سرم که ره عرض مدعا بندم
چنانکه پیش خدا هم لب از دعا بندم
بهسان دزد ز بس بیم پاسبان دارم
چو شب به کوی تو آیم نمد به پا بندم
ز دلبری همه اعضاش آفت جانست
به حیرتم که دل خود کجا کجا بندم
به تنگم از دل نالان خود من مجنون
به پای ناقهٔ لیلیش چون درا بندم
ثمر به مدعیان میرسد ز نخل قدت
رسید وقت که من نخل مدعا بندم
چهسان مقید الفت شوم به این وحشت
دلی که میرمد از خود به کس چرا بندم
حذر کنید رقیبان ز تیر نالهٔ من
کجا روید اگر شست بر شما بندم
ز بیم اینکه تو شاید به خواب او آیی
تمام شب به فسون خواب غیر را بندم
در فلک بگشاید پی نظاره ملک
چو شب به یاد تو هنگامهٔ دعا بندم
به رنگ اهل هوس نیست عید من واقف
چون خون شود جگر من به کف حنا بندم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.