کی شب هجر تو ظالم خواب میآید به چشم
دود برمیخیزد از دل آب میآید به چشم
بیثباتیهای دولت هر که دارد در نظر
گوهر او را پارهای سیماب میآید به چشم
میکشی هر کس که یاد از نرگس مستت گرفت
آفتاب محشرش مهتاب میآید به چشم
تا من دیوانه پوشیدم نظر را از لباس
هر کف خاکسترم سنجاب میآید به چشم
تا سری با سجدهٔ تسلیم پیدا کردهام
تیغ او واقف مرا محراب میآید به چشم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.