پیک اشکم دویده میآید
خبر دل شنیده میآید
خواب دیدم که چشم روشن شد
مگر آن نور دیده میآید
ای دل خون گرفته مژده که یار
مست و خنجرکشیده میآید
گل ز باغ تو گر نچید رقیب
از چه بر خویش چیده میآید
غالباً میرسد ازان سر کوی
دل که در خون طپیده میآید
مرغ روحم به سوی شهبازش
چون کبوتر پریده میآید
گر من از خدمت تو مهجورم
طفل اشکم به دیده میآید
واقف از بهر خانه رفتن ما
سیل اینک دویده میآید



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.