داغ بر سر نهم از یاد رخت گل گفته
خون به ساغر کنم از شوق لبت گل گفته
نالهٔ دل که به یاد گل رخسار کسی است
همهشب گوش کنم نغمهٔ بلبل گفته
شان معشوقیت ای شوخ نخواهد کم شد
نگهی سوی من انداز تغافل گفته
پیش او شکوهٔ آن زلف مسلسل کردم
کرد باطل همه را یار تسلسل گفته
روزگاریست که در دام پریشانحالی
میکنم شاد دل غم زده کاکل گفته
سخنی وا نکشیدیم چو مینا ز کسی
جان سپردیم درین میکده قلقل گفته
میکند دسته سخنهای پریشان واقف
هر شب از یاد سر زلف تو سنبل گفته



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.