گنجور

 
واقف لاهوری

ای خوشا طالع پیری که جوانی دارد

از جهان گذران سرو روانی دارد

تا که را تیر کمان‌ابروی من بنوازد

که به هر گوشه چو من دل نگرانی دارد

ای که گویی که مرو در پی آن شاه سوار

با کسی گوی که در دست عنانی دارد

نخورد قطرهٔ آبی و صفیری نکشد

در کمین مرغ دلم سخت کمانی دارد

ذکر خیرت نه همین ورد زبان است مرا

می‌کند وصف تو را هر که زبانی دارد

نیست یک دل که خراشیدهٔ مژگان تو نیست

هرکس از ناوک ناز تو نشانی دارد

ای که از جور فلک می‌طلبی راه گریز

رو به میخانه که خوش امن و امانی دارد

می‌کشی تیغ پی قتل من ای شوخ مگر

عاشق دلشده در زعم تو جانی دارد

دم ز سودای سر زلف تو باید نزند

هر که اندیشه‌ای از سود و زیانی دارد

هر کجا تنگدلی سر به گریبان بینم

رشکم آید که غم غنچه دهانی دارد

لاغرم گرچه حقارت مکنیدم یاران

یار باریک‌تر از موی میانی دارد

گل رخسار تو گر زرد شد افسرده مشو

زانکه هر باغ بهاری و خزانی دارد

واقف از فکر دهانت شده معدوم هنوز

بر خود از هستی موهوم گمانی دارد

 
 
نامبردگان شاهنامه
سعدی

آن شکرخنده که پُر نوش دهانی دارد

نه دل من که دل خلقِ جهانی دارد

به تماشای درخت چمنش حاجت نیست

هر که در خانه چُنو سرو روانی دارد

کافران از بت بی‌جان چه تمتع دارند؟

[...]

سیف فرغانی

اندرین شهر دلم سرو روانی دارد

که ز شکر سخن از پسته دهانی دارد

چون خرامد نکند هیچ نظر از چپ و راست

نیست آگه که بهر سو نگرانی دارد

گر بشب خواب کند زنده نباشد آن کس

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از سیف فرغانی
کمال خجندی

گرچه سرو چمن از آب روانی دارد

نتوان پیش قدت گفت که جانی دارد

به لب تشنه نشان می دهد از آب حیات

خاک راهی که ز پای تو نشانی دارد

عاشق ار قد نو خوانده به گمان سرو بهشت

[...]

حافظ

شاهد آن نیست که موییّ و میانی دارد

بندهٔ طلعتِ آن باش که آنی دارد

شیوهٔ حور و پری گرچه لطیف است ولی

خوبی آن است و لطافت که فُلانی دارد

چشمهٔ چشمِ مرا ای گلِ خندان دریاب

[...]

خیالی بخارایی

دل به رویت هوس صحبت جانی دارد

جان به فکر دهنت عیش نهانی دارد

دیده چون اشک اگر در طلبت بشتابد

بگذارش که به رویت نگرانی دارد

تا دلم مذهب خوبان سبک روح گرفت

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه