جانم به لب رسید مدارا چه میکنی
ای بیوفا تملق بیجا چه میکنی
اکنون که من به کشتن خود راضیم به جان
ای بیگناهکش تو محابا چه میکنی
ما آنچه داشتیم به راه تو باختیم
اکنون چه مانده است تقاضا چه میکنی
نزدیکتر بیا بشنو زاری دلم
حال مرا ز دور تماشا چه میکنی
کاری اگر دران دل سنگین کنی خوشست
ای ناله قصد گنبد مینا چه میکنی
طفلان در انتظار تو دیوانه گشتهاند
واقف بیا به شهر به صحرا چه میکنی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.