ای دریغا که خوی او گردید
یار دلجو بهانهجو گردید
سر موی ز دل نیافت نشان
جان در آن زلف مو به مو گردید
محض از روی بیحیاییها
با تو آیینه روبهرو گردید
دید تا چاک آن گریبان را
زخم من دشمن رفو گردید
چون تو سروی نیافت آب روان
گرچه در باغ جو به جو گردید
وصف خط تو را رقم کردم
سطر چون زلف مشکبو گردید
در سراغ تو ماه من خورشید
در به در رفت و کو به کو گردید
واقف از دیدن نکورویان
صورت حال من نکو گردید



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.