ندارد همچون من یک آشنا درد
نشیند روز مرگم در عزا درد
نکویان دست بردارید از درد
کشد تا کی دل از دست شما درد
تو نشناسی ازین ره درد دل را
کزان دل راه بسیار است تا درد
سرت گردم چه گردی گرد دلها
درین غمخانه یا داغست یا درد
مکن ای چارهجو تدبیر دردم
که دارد با دل من کارها درد
ازین وادی سفر تا کرد مجنون
دچار من نشد یک مرد با درد
ز بس شد نالهٔ دردم هواگیر
عجب نبود که بارد از هوا درد
دران صحرا که روید از زمین داغ
دران وادی که بارد از سما درد
مرا نام و نشان کم بود واقف
نمیدانم مرا جست از کجا درد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.