از چشم یار عاشق اصلاً حذر ندارد
گر آب تند گردد ماهی خبر ندارد
کس برنداشت هرگز از باغ دهر حاصل
اینجا شکوفه چون اشک گوی ثمر ندارد
گر شکر لبت را سهواً نمک بگفتم
شیرین شمایل من شور اینقدر ندارد
گفتی دلت چو لاله سوزم به داغ هجران
ای گل مگو خدا را این دل جگر ندارد
از تیر ناله واقف دارم هزار ترکش
دردا که هیچ تیری پیکان و پر ندارد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.