به سودای سر زلف تو شادم
ولی ترسم دهد روزی به بادم
تو از شوخی و من از بیقراری
ز یادم رفتی و رفتی ز یادم
بشویید ای رفیقان دست از من
که در چاه زنخدانی فتادم
مرا از درد نوشی نیست انکار
بلی هستم ولی صاف اعتقادم
چهگویم از بیاض گردن یار
که روشن شد ز سیر آن سوادم
ستانم وعدها زین بیوفایان
اگر بر عمر باشد اعتمادم
عزیزان خیلکی بیذوقم امروز
کدام افسردهدل کرده است یادم
محبت خونی اوقات من شد
که خون میریزد از چشمم دمادم
به تیغش چاک کردم سینهٔ خویش
در فیضی به روی دل که شادم
گرفتم تا ازو مکتوب جانان
به قاصد نقد جان انعام دادم
چرا واقف کنم تقلید مجنون
که من در عشق صاحب اجتهادم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.