به دل سیل غمی دیگر به چندین زور میآید
به ویرانکردن این کشور معمور میآید
جدا زان دلنواز از بس نسازد نغمه با طبعم
مرا آواز خر در گوش از طنبور میآید
نزاکت بین که چون در دیده از دل میکند منزل
کشد رنج سفر گویا ز راه دور میآید
نشینم گر در آتش از رقیبان نیستم ایمن
سپند آنجا که مییابد خبر در شور میآید
کجا بر دیده واقف بگذرد از برف بیداری
که بر داغ دلم از مرهم کافور میآید



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.