بسکه فکر دهنت ساخته دلگیر مرا
نشناسد کسی از غنچهٔ تصویر مرا
نیست همچون من دیوانه بیابانگردی
چشم ترسم رسد از حلقهٔ زنجیر مرا
بُوَد از خدمت من بزم تو روشن چون شمع
کشتی ای شوخ ندانم به چه تقصیر مرا
ساغر از دست چو نرگس ندهم یک ساعت
که در این باغ همین گشته قلمگیر مرا
شمع افتد ز زبان صبح چو روشن گردد
جلوهٔ یار برآورد ز تقریر مرا
پیش از آن دم که شود کار جهان صورتگر
خاک میبیخت به سرکردهٔ تصویر مرا
من دیوانه سر ناله ندارم واقف
چه کنم سلسلهجنبان شده زنجیر مرا



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.