ای به بزم شوق تو نالان به هر سو سازها
رفته در هر گوشهای زان سازها آوازها
مهجبینان جبههسا بر آستانت از نیاز
نازنینان بر درت از سر نهاده نازها
در هوای اوج توحید تو از کف میرود
طائران قدس را سررشتهٔ پروازها
نیست عکس شاهد عرفان تو صورتپذیر
فکر گو آیینهٔ خود را کند پروازها
گرچه اسرارت بسی گفتند از طالاللسان
همچنان هستند لیکن سر بهمهر آن رازها
راه بیانجام حمدت سر چو کردند اهل فکر
کرد در اول قدم گم خویش را آغازها
پَر نیارد زد به گرد صیدگاهِ حمد تو
میکند هر چند شاهینِ خرد، اندازها
صید کردن، مرغ حمدت را نه کار چون منیست
کمترند از صَعوهای در چنگ او، شهبازها
از رگ و پی بنده واقف نی همین در ناله است
ای به بزم شوق تو نالان به هر سو سازها



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.