جانا مگشا زلف خدار را دو سه روزی
در بند نگهدار بلا را دو سه روزی
ما دلزدگان در سر کویت دو سه روزیم
با ما نکنی ار به مدارا دو سه روزی
شاید که رود بیسببی درد تو ای دل
موقوف توان داشت دوا را دو سه روزی
تا داد ستانم ز تو خواهم که گذارم
طور ادب و شرح و حیا را دو سه روزی
گویید به گلچین که دل غنچه میازار
بگذار کند کسب هوا را دو سه روزی
از دست تو شد طافت ارباب وفا طاق
بر طاق بنه جور و جفا را دو سه روزی
خون خوردن بسیار دلا کرده گرانت
آن به که دهی ترک غذا را دو سه روزی
افسوس که در بند بتان عمر تو شد صرف
واقف نشدی بنده خدا را دو سه روزی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.