گنجور

 
واقف لاهوری

هجران ‌شده سازگار با ما

ای وصل، تو را چه کار با ما

یک بار نشد دچار آن ماه

در کوچهٔ انتظار با ما

ای هم‌نفسی که می‌دهی پند

ما را نفسی گذار با ما

از دوستی‌ات شدند دشمن

دیوانه و هوشیار با ما

تقصیر نکرد در زد و کشت

دیدی که چه کرد یار با ما

رفتیم و کسی نرفت با ما

جز سایه ازین دیار با ما

از دولت راستی است واقف

کج بازی روزگار با ما

 
 
نسکبان اندروید