گنجور

 
واقف لاهوری

غزلم عاشقانه افتاده است

بلبلم خوش‌ترانه افتاده است

شده مشهور سوز پنهانم

به زبان زمانه افتاده است

جان به تلخی دهیم چون فرهاد

یار شیرین بهانه افتاده است

بلبل از رشک ناله‌ام به چمن

بسمل از آشیانه افتاده است

در کشاکش فتاده‌ام کان زلف

باز در دست شانه افتاده است

بس که در راه اشتیاق پرید

چشم بیرون ز خانه افتاده است

بلبل از رشک ناله‌ام واقف

بسمل از آشیانه افتاده است

 
 
نسکبان اندروید