گنجور

 
واقف لاهوری

غمین گشتم ز پیری شادمانی از کجا آرم

شدم پر بی‌نمک شور جوانی از کجا آرم

به حال مردنم از درد جانفرسای هجرانش

دوای نفع آب زندگانی از کجا آرم

اگر خاموشم از وصف لبش معذور داریدم

شکرگفتاری و شیرین‌زبانی از کجا آرم

غم او مهمان و من ندارم در جگر آهی

به این افلاس‌ساز مهمانی از کجا آرم

مرا انگشت بر لب می‌زنی ای شاخ گل بگذر

نیم بلبل حدیث قصه‌خوانی از کجا آرم

به‌سان شمع گرم گفت‌گو هرکس در آن مجلس

من افسرده‌دل آتش‌زبانی از کجا آرم

به خون خویش ساغر می‌زنم از مفلسی واقف

می گلگون شراب ارغوانی از کجا آرم

 
 
نسکبان اندروید