هرگز نشد دل ما یکدم به ما موافق
پهلو تهی نمودیم زین یار ناموافق
عریانتنی نزیبد غیر از فقیر کس را
تنها به قامت من هست این قبا موافق
آنکس که پای او کرد در عشق خود به زنجیر
دیگر نیفتد او را کفشی به پا موافق
زین جسم عنصری نیست یک لحظه جان من شاد
افتادهام ز عمری در چار ناموافق
از گریه کور گشتم خاک درش بیارید
شاید به چشمم افتد این توتیا موافق
بیمار عشق واقف مشکل دوا پذیرد
گردد مخالفش آب چون شد هوا موافق



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.