دل رفت ز من پی نکویان
جان نیز پی سراغجویان
در دیده سیاهم نماند است
از حسرت این سپیدرویان
ای کاش دو گوش من شود کر
یا گنگ شوند پندگویان
فریاد که روز ما سیه شد
از دولت این سیاه مویان
خوش باش که میروم ز کویت
دست از تو به آب دیده شویان
زین باغ گلی نداد دستم
رفتم دل پاره پاره بویان
واقف چو شمع رفتم آخر
زین بزم به داغ شعله خویان



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.