در آ خندان ز در جانانهٔ من
گلستان ساز آتش خانهٔ من
مکن عزم سفر جانانهٔ من
مکن ویرانهتر ویرانهٔ من
برافروزم چراغآسا ز شادی
اگر گویی مرا پروانهٔ من
ز شادی بگسلم زنجیرها را
اگر گویی بیا دیوانهٔ من
درین مزرع چو اشک از شوربختی
نصیب خاک گردد دانهٔ من
مکش ای سیل تصدیع دویدن
چه خواهی برد از ویرانهٔ من
کباب از رشک بر آتش نشست است
به عهد گریهٔ مستانهٔ من
ز دود دل بود یک چشم گریان
به راهش روزن کاشانهٔ من
ز چشمم گر چنین سیلاب خیزد
نشیند بر سر من خانهٔ من
من آن رندم درین میخانه واقف
که گرید شیشه بر پیمانهٔ من



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.