خاک در تو همره باد صبا رسید
چشم مرا ز غیب عجب توتیا رسید
از مدعی خطا شد و تیرش به ما رسید
شکر خدا که بر حسب مدعا رسید
هرچند دورم از تو من ای سنگدل ولی
آنجا تو دل شکستی و اینجا صدا رسید
سیماب رشک میبرد از بیقراریم
این اضطراب آه به من از کجا رسید
بوی گل بهشتپسندش نمیافتد
بنگر که بیدماغی او تا کجا رسید
با آنکه ناشگفتگیام غنچه ساخته است
باید مرا به حال دل تنگ وا رسید
شکر تو ای بهار چمن چون ادا کند
گل از تو برگ یافت به بلبل نوا رسید
در بزم او که سوختهای دم نمیزند
از نالهای سپند به فریاد ما رسید
دشنامی از لبش نشنیدم ای دریغ
وز ما هزار بار به گوشش دعا رسید
لطف نهان یار بنازم که تیر او
دل را جدا رسید و جگر را جدا رسید
پروای ما نمیکند آن شخ کمان ولی
ما را رسید ناوک او هر کرا رسید
منتپذیر مردم بیگانهام نساخت
چشمت به دادم از نگه آشنا رسید
از فیض فقر این همه شیرینسخن شدم
واقف مرا شکر ز نی بوریا رسید



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.