دلبر لعل قبا را عشق است
خونی طاقت ما را عشق است
عشق شد سوی توام راهنما
هادی راهنما را عشق است
ناله بر تربت مجنون کردم
آمد آواز صدا را عشق است
خشک لب مرد نخورد آب بقا
تشنهٔ تیغ بقا را عشق است
عاشقان را رسد از غیب ندا
ایها القوم شما را عشق است
دوست از جور و جفا کشت مرا
دشمن مهر و وفا را عشق است
هیچ پروای گل و خارش نیست
عاشق بیسروپا را عشق است
کاهش جان مرا کرد علاج
بادهٔ روحفزا را عشق است
سرخرو گشت به میدان وفا
کشتهٔ تیغ جفا را عشق است
روی او دیده و دل راست بهشت
حسن آن حور لقا را عشق است
کرد طی وادی پر خار جنون
واقف برهنه پا را عشق است



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.