هجر خونخوار شد چه باید کرد
کار دشوار شد چه باید کرد
چشم وا کرد مست من از خواب
فته بیدار شد چه باید کرد
دل که از جان عزیزتر بود است
بر درش خوار شد چه باید کرد
سر به دوشم ز دوری خدمت
جان من بار شد چه باید کرد
دل ره کوی یار را دانست
خانه بیزار شد چه باید کرد
پیش آن بیوفا وفاداری
ننگ شد عار شد چه باید کرد
آنکه من گفتمی دلآرامش
چه دلآزاد شد چه باید کرد
آنکه میگفتمی که یار من است
یار اغیار شد چه باید کرد
سینه گر ریش شد چه باید گفت
ور دل افگار شد چه باید کرد
بس که عمری به سر زدم واقف
دست از کار شد چه باید کرد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.