تا سوی توام نظر نبودهست
چشمم اینگونه تر نبودهست
آن روز به دام غم فتادم
کز بال و پرم خبر نبودهست
ای ناله کمان خویش بشکن
یک تیر تو کارگر نبودهست
این سیل سرشک از کجا خاست
خون در دلم اینقدر نبودهست
این شور محبّت است ورنه
بلبل جز مشت پر نبوده است
صحرا صحرا غزال دیدم
از چشم تو شوختر نبودهست
تا تیر غمم چنان فنا کرد
گویا از من اثر نبودهست
ماتمزدهایم بزم ما را
مطرب جز نوحهگر نبودهست
پیوسته پیام غم دهد اشک
این قاصد خوشخبر نبودهست
از جرم وفاست اینکه واقف
در پیش تو معتبر نبوده است



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.