ای ناله به گوش شنوای نرسیدی
رفتی همهجا لیک بهجای نرسیدی
ای گریه چو سیلاب به هر کوچه دویدی
یک بار به دیوانهسرای نرسیدی
بیفایده رفت این همه صیقلگری من
ای آیینهٔ دل به جلای نرسیدی
سیر و سفرت هیچ بهجای نرسانید
ای کوکب بختم به ضیای نرسیدی
بردم گله از دست تو در پیش مسیحا
ای درد محبت به دوای نرسیدی
صد حیف که واقف ز سر کوی نکویان
بیبرگ گذشتی به نوای نرسیدی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.