شد از بوی گریبانش سحرگاه
دماغم غطسهخیز الحمدالله
ز وصلش بعد عمری یافتم حظ
رقیب آمد ز در چون مرگ ناگاه
رسایی نیست در سعی خسیسان
بود کوتاه پرواز پر گاه
گرفتار زنخدان بتانم
فتادم من به چاه از بخت گمراه
گدای را که باشد جام بر کف
چرا خود را نداند شاه جمجاه
جناب یار جانبدار اغیار
چه گویم هست این من جانبالله
مرا سوهان روح آن چین ابروست
ندارد هیچکس این درد جانکاه
به قربانت روم کز تیر نازت
مرا در سینه پیکانیست دلخواه
فنای من بود واقف مرادش
رضیت به ما یریدالله ابقاه



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.