روزها شد نمینمایی تو
دل چه پیش آمدت کجایی تو
همچو عمرت عزیز میدارم
گرچه بسیار بیوفایی تو
کعبهٔ دل خراب میسازی
مگر این خانه را خدایی تو
چه جگرها که خون شد از دستت
خون شو ای هجر بدبلایی تو
هر ادای تو خوش کند دل را
الله الله چه خوش ادابی تو
خاکم از دولت تو شد اکسیر
ای محبت چه کیمیایی تو
به دعا از خدات میخواهند
یعلم الله عجب بلایی تو
این غزل گوش کن ز من واقف
که به طرز من آشنایی تو



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.