چند ای دل بیدرد پیش یار من باشی
عیب نیست اگر یک شب غمگسار من باشی
بخت بد تو را با من میکند به جان دشمن
هر قدر که میخواهم دوستدار من باشی
من خود از درش رفتم میگذارمت ای دل
جای من نگهداری یادگار من باشی
موجهای غم تا کی در میانهام گیرند
دارم آرزو یک شب در کنار من باشی
هر جفا که میخواهی صرف کن به من امروز
لیک ترسمت فردا شرمسار من باشی
کلبهام کجا دارد طالع قدومت را
مفت من اگر مهمان در جوار من باشی
از ادب نیارم کرد جذب عشق در کارت
ورنه با همه تمکین بیقرار من باشی
من کجا روم واقف یار اگر مرا گوید
ای فلان نمیخواهم در دیار من باشی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.