هر کرا رفت دل از دست حزین من بودم
هر که گردید غمین چین به جبین من بودم
نبرد نام من امروز کسی در بزمت
یاد روزی که دران حلقه نگین من بودم
دوش جولانگریت گرد برآورد از من
هر کجا رخش تو میتاخت زمین من بودم
باختی نرد محبت به رقیبان افسوس
در رهت باخته جان و دل و دین من بودم
گرچه در بادیهٔ عشق تو صیاد بسی است
آنکه بنشست نخستین به کمین من بودم
بر سر راه تو نقش قدم غیر نبود
که سر کوچهٔ غم خاکنشین من بودم
محرم راز تو شد هرکس و ناکس امروز
پیش ازین واقف سر تو همین من بودم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هرکه افتاد ز پا، خاکنشین من بودم
هرکه آمد به زمین، نقش زمین من بودم
شوق، سرخیل صف اهل نیازم کرده ست
سجدهای هر که تو را کرد، جبین من بودم
راز خود کرد وصیت همه با من مجنون
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.