خواهم شود از پیچ و خم زلف رها دل
تا چند بود بستهٔ این دام بلا دل
آسود ز آشفتگی آن روز که آورد
رو جانب ابروی تو چون قبلهنما دل
عمریست که دارد به زنخدان توام دل
فریاد که در چاه فکندست مرا دل
بر باد مده دفتر جمعیت خود را
چون غنچه پریشان مکن از کسب هوا دل
برداشته از پهلوی من بس که ستمها
چون تکمه گرفتست گریبان مرا دل
از شوق درین قافله چون دانهٔ تسبیح
آید به سر راه تو دل را ز قفا دل
خواهد که دل از دست تو واقف بستاند
تا چند ز دست تو کشد جور و جفا دل



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.