که تاب جلوهٔ آن سرخپوش میآرد
که خون دیدهٔ دل را به جوش میآرد
ز هجر گل اگر این است شیوهٔ بلبل
قیامتی به سر گلفروش میآرد
ببین چه جلوهٔ مستانه آن پسر دارد
که خون دختر رز را به جوش میآرد
به حق گل دگر ای عندلیب ناله مکن
که غیرت تو مرا در خروش میآرد
چه پرسی از دل محنت کشم که در کویش
همیشه نعش امیدی به دوش میآرد
به سحر نگرس او هر کرا برد از هوش
لبش ز معجزه واقف به هوش میآرد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.