گنجور

 
واقف لاهوری

باش ای گل عم یک‌ساله ز بلبل بشنو

بعد دیری به چمن آمده‌ای زود مرو

از متاع دو جهان آنچه به من بخشیدند

نیست جز یک‌دل و آن نیز به صد جاست گرو

جان مکن از پی لعل لب شیرین فرهاد

این نگینی است که کندند به نام خسرو

می‌نمایند به انگشت ز دورش هرچند

نسبت دور به ابروی تو دارد مه نو

آفت حاصل من شد بت گندم‌گونی

خرمن صبر مرا برد به غارت جو جو

نعل در آتشم و رفته عنانم از دست

زان سواری که پیاده دودش گل به جلو

ظلماتست به کاشانهٔ من بر سر هم

مه‌جبینا چه شودگر بکنی یک پرتو

سقف و دیوار پر از رخنه و روزن کردم

کز تو ای ماه به سیاه‌خانهٔ من افتد ضو

بشنو ای ناصح بی‌درد مده درد سرم

دلم از عشق بتان گشته نصیحت‌نشنو

دل چو در بند بود پند ندارد سودی

پند گو درد سر بیهده بگذار برو

ترسم از نالهٔ زار منت آزار رسد

بعد ازین در پی آزار من زار مشو

نوبهار آمد و تکلیف قدح نوشی داد

من مفلس چه نهم آه به میخانه گرو

واقف از مزرع اعمال خودم هیچ مپرس

آنچه من کاشته‌ام آه رسد گر به درو

 
 
نامبردگان شاهنامه
سوزنی سمرقندی

لنگ لنگاک من ای بلمه پیوسته برو

مغ مفلوج زده بر به رخت اف تفو

لنگ مغ زاده گر زاصل و چو مازو بی مغز

روی شسته بحشاشات و تراک و مازو

از ره ایمان در کفر مزیدی که چنین

[...]

مشاهدهٔ بیش از ۳۱ مورد هم آهنگ دیگر از سوزنی سمرقندی
مولانا

همه خوردند و برفتند و بماندم من و تو

چو مرا یافته‌ای صُحبتِ هر خام مجو

همه سرسبزیِ جانِ تو ز اقبالِ دل‌ست

هله، چون سبزه و چون بید مرو زین لبِ جو

پُر شود خانهٔ دل ماه‌رُخانِ زیبا

[...]

مشاهدهٔ ۳ مورد هم آهنگ دیگر از مولانا
حکیم نزاری

آخر ای راحت جان دردِ دلِ ما بشنو

امشب از بهرِ خدا مرحمتی کن بمرو

امشبی باش که فردا به تو تسلیم کنم

جان و دل هر دو به دستِ تو نهادیم گرو

هم چنین کُنجِ من آراسته می دار چو گنج

[...]

ابن یمین

ای بخوبی رخ تو برده ز خورشید گرو

گشته طاق خم ابروی تو جفت مه نو

که شب از روز شناسد بیقین گر نبود

طره و چهره تو مایه ده ظلمت وضو

گر چو پروانه ز غم سوخت رقیبت چه غم است

[...]

سیف فرغانی

من چو از جان شده ام عاشق آن روی نکو

آخراین عشق مرا با تو سبب چیست بگو

از خودم بوی تو می آید واین نیست عجب

هرچه را با گل وبا مشک نهی گیرد بو

من چو با روی تو همچون مگسم با شکر

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه