ناتوانی که طلبکار تو باشد چه کند
بیزبانی که گرفتار تو باشد چه کند
نیم نازی تو به جان دو جهان بفروشی
نیمجانی که خریدار تو باشد چه کند
حرف ناصح که کشد حلقه به گوش گوهر
گوش آن کس که به گفتار تو باشد چه کند
ذره ذره همه در راه تو رفتم بر باد
خاکساری که هوادار تو باشد چه کند
نمکی لطف نکردی به جراحتهایم
شوربختی که دلافگار تو باشد چه کند
جان ز پهلوی دل آمد بلبلم نالهکنان
هر که همخانهٔ بیمار تو باشد چه کند
میفروشم ز کسادی به پشیزی خود را
آنکه رد کردهٔ بازار تو باشد چه کند
جان پسندت چو نیفتاد به من باز بده
بنده چیزی که نه در کار تو باشد چه کند
عمر و عیار گرفتم به جهان باز آید
هر کجا طرهٔ طرار تو باشد چه کند
واقف سوختهجان خانه خراب غم عشق
گر نه در سایهٔ دیوار تو باشد چه کند



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.