گنجور

 
واقف لاهوری

من چه گویم که پیامش به دل زار چه کرد

بوی گل آمد و با مرغ گرفتار چه کرد

ای که گفتی که فلانی چه بلا بی‌جگر است

تو چه دانی که به من عشق جگرخوار چه کرد

ماجرای شب هجر تو عیانت مپرس

سیل اشکم بنگر با در و دیوار چه کرد

ناله اوراق دلم داد به باد آخر کار

بخت بد بین که به من یار هوادار چه کرد

شد فزون درد من از غیر چو حالم پرسید

لب عیسی‌دم او با من بیمار چه کرد

دل دیوانه که زنجیر ازو می‌لرزید

خبرم نیست که با طرهٔ دلدار چه کرد

از جگر تا دل من قطره‌ای خونی نگذاشت

دشمن خانگی این چشم تلف کار چه کرد

همنشین چشم تو بی‌حسن شود از گریهٔ زار

گر بگویم که به من حسرت دیدار چه کرد

من چه گویم به تو واقف ستم روز فراق

روشن است اینکه به بیمار شب تار چه کرد

 
 
نامبردگان شاهنامه
حافظ

دیدی ای دل که غمِ عشق دگربار چه کرد؟

چون بشد دلبر و با یارِ وفادار چه کرد

آه از آن نرگسِ جادو که چه بازی انگیخت

آه از آن مست که با مردمِ هشیار چه کرد

اشکِ من رنگِ شفق یافت ز بی‌مِهری یار

[...]

امیرعلیشیر نوایی

باد با طره دلدار بهر تار چه کرد

زیر هر تار به دلهای گرفتار چه کرد؟

صورتش کرد چو آراسته مشاطه صنع

وه که در گونه آن عارض و رخسار چه کرد

با همه سنگدلی رحم کنی گردانی

[...]

صائب

برق را در نظر آور به خس و خار چه کرد

تا بدانی که به من شعله دیدار چه کرد

گر بگویم، رود از دست صدف گیرایی

که به آب گهرم سردی بازار چه کرد

میوه چون پخته شود شاخ بر او زندان است

[...]

حزین لاهیجی

چند پرسی نگهش با دل افگار چه کرد

برق بی باک عیان است که با خار چه کرد

در بساطم اثری از دل و دین نیست به جا

به من ساده دل آن طرّهٔ طرّار چه کرد

گر بگویم، دل سنگین صدف گردد آب

[...]

رضاقلی خان هدایت

ساقیا جام می ام ده که نگارندهٔ غیب

نیست معلوم که در پردهٔ اسرار چه کرد

آنکه بر نقش زد این دایرهٔ مینایی

کس ندانست که در گردشِ پرگار چه کرد

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه