گنجور

برای پیشنهاد تصاویر مرتبط با اشعار لازم است ابتدا با نام کاربری خود وارد گنجور شوید.

ورود به گنجور

 
اسیر شهرستانی
 

فهرست شعرها به ترتیب آخر حرف قافیه گردآوری شده است. برای پیدا کردن یک شعر کافی است حرف آخر قافیهٔ آن را در نظر بگیرید تا بتوانید آن را پیدا کنید.

مثلاً برای پیدا کردن شعری که مصرع «قرب شاهان بی صدف کی گوهر شهوار یافت» مصرع اول یکی از بیتهای آن است باید شعرهایی را نگاه کنید که آخر حرف قافیهٔ آنها «ت» است.

حرف آخر قافیه

الف
ب
ت
ج
چ
ح
خ
د
ر
ز
س
ش
غ
ف
ق
ک
ل
م
ن
و
ه
ی

شمارهٔ ۱: آسودگی کجا دل بیتاب من کجا

شمارهٔ ۲: من و بزمی که به مژگان نرسد خواب آنجا

شمارهٔ ۳: دل و جان سیرگاه یار خواه اینجا و خواه آنجا

شمارهٔ ۴: بحر عشق است و وفا گوهر پاک است اینجا

شمارهٔ ۵: بی غنچه و لاله داغ پیدا

شمارهٔ ۶: جنون نمی کند از خویشتن جدا ما را

شمارهٔ ۷: روشنگر چشم و دل ما کن شب ما را

شمارهٔ ۸: از بسکه غمت گداخت ما را

شمارهٔ ۹: به امید کسی نگذاشت بیدادش دل ما را

شمارهٔ ۱۰: سیرکن نو رسیده ما را

شمارهٔ ۱۱: هوا گلشن به گلشن می کشد دیوانه ما را

شمارهٔ ۱۲: اندیشه کند قبله شکیبایی ما را

شمارهٔ ۱۳: یا جلوه مده فرشته ها را

شمارهٔ ۱۴: فسونی خوانده چشمت شیشه‌ها را

شمارهٔ ۱۵: به دل دوزد نگاهت سینه ها را

شمارهٔ ۱۶: گفتن راز چرا عربده پرداز چرا

شمارهٔ ۱۷: گر یار در دل است عبث آرزو چرا

شمارهٔ ۱۸: چه گویم با کسی راز دل دیوانه خود را

شمارهٔ ۱۹: زوالی نیست دست پیشتر را

شمارهٔ ۲۰: چو آیینه در دل گدازم نفس را

شمارهٔ ۲۱: کرده ام از خون دل خالی ایاغ خویش را

شمارهٔ ۲۲: داشتی مخصوص من تا لطف عام خویش را

شمارهٔ ۲۳: بسکه با حیرت برآوردیم کام خویش را

شمارهٔ ۲۴: آنکه گرداند ز ما دانسته راه خویش را

شمارهٔ ۲۵: در دل گداختیم تمنای خویش را

شمارهٔ ۲۶: مو به مو مژگان تر باید شکار عشق را

شمارهٔ ۲۷: لاله می روید ز بستر ناتوان عشق را

شمارهٔ ۲۸: مکن در بزم روشن وصف آن شیرین شمایل را

شمارهٔ ۲۹: نفریبد به خیال نگهت خواب مرا

شمارهٔ ۳۰: با تمنای تو بسیار حساب است مرا

شمارهٔ ۳۱: دل و درد تو که صبر است و قرار است مرا

شمارهٔ ۳۲: خواب، پرواز حرام است مرا

شمارهٔ ۳۳: سرمه حیرتش اکسیر نگاه است مرا

شمارهٔ ۳۴: ز بسکه گردش چشم تو دیده مست مرا

شمارهٔ ۳۵: از دل مردم عالم خبری نیست مرا

شمارهٔ ۳۶: بی رخت شکوه ز بخت سیهی نیست مرا

شمارهٔ ۳۷: کو گریه ای که بی خبر از جا برد مرا

شمارهٔ ۳۸: باده چون زور آورد هشیار می‌سازد مرا

شمارهٔ ۳۹: پرکاویدم دل خودم را

شمارهٔ ۴۰: جنون به مستی و هشیاری آزمود مرا

شمارهٔ ۴۱: لعلت زجام شیر و شکر می دهد مرا

شمارهٔ ۴۲: چمن جلوه کن غبار مرا

شمارهٔ ۴۳: عشق ساغر داده شوق تشنه دیدار مرا

شمارهٔ ۴۴: گر به دام افتد هوای گلستان در سر مرا

شمارهٔ ۴۵: شد ذوق خاکساری اول هوس مرا

شمارهٔ ۴۶: چو شمع سوختگی تر کند دماغ مرا

شمارهٔ ۴۷: پرورده لطف سایه ات امید و بیم را

شمارهٔ ۴۸: گل گل شکفتی از می و افروختی مرا

شمارهٔ ۴۹: کسی طی می تواند کرد راه ای بیابان را

شمارهٔ ۵۰: گر صدق کلامت ندهد بال یقین را

شمارهٔ ۵۱: اگر ز درد نشانی بود فغان تو را

شمارهٔ ۵۲: کرده نور دیده خود خواب شیرین تو را

شمارهٔ ۵۳: کی زدل بیرون کنم درد تمنای تو را

شمارهٔ ۵۴: اضطراب دل به من گفت آمدن‌های تو را

شمارهٔ ۵۵: نگه دزد فریبد رم آن بدخو را

شمارهٔ ۵۶: کرده ای جیقه جیقه ابرو را

شمارهٔ ۵۷: رخصت کشتنم بده نرگس کم نگاه را

شمارهٔ ۵۸: داد تاراج مزن صبر نینباشته را

شمارهٔ ۵۹: چشمت به خاک ریخته خون پیاله را

شمارهٔ ۶۰: گر دلم پنهان نسازد در غبار آیینه را

شمارهٔ ۶۱: داده ای ذوق شراب بی خمار آیینه را

شمارهٔ ۶۲: برده ای دل از میان آیینه را

شمارهٔ ۶۳: مست تو جلوه گر دهد جام جهان نمای را

شمارهٔ ۶۴: مکن در کار گلشن جلوه های انتخابی را

شمارهٔ ۶۵: دلم آیینه گر شرمندگی را

شمارهٔ ۶۶: جواب از خود رود چون بر زبان آری سؤالی را

شمارهٔ ۶۷: چه درد سر دهم دیوانگی با سخت جانی را

شمارهٔ ۶۸: به پیری بازگشتی هست لازم هر جوانی را

شمارهٔ ۶۹: نماید جلوه اش اکسیر جانها خاک راهی را

شمارهٔ ۷۰: جنون کو تا نثار دل کنم آشفته رایی را

شمارهٔ ۷۱: فهمیده چشم شوخ تو حال خراب ما

شمارهٔ ۷۲: نکرده شکوه بیجا زیارت لب ما

شمارهٔ ۷۳: شد شیشه خانه باغ دل از جان سخت ما

شمارهٔ ۷۴: رام طاعتیم و کشاکش کمند ما

شمارهٔ ۷۵: ارغوان زار شفق یک آتش بی دود ما

شمارهٔ ۷۶: زلف ساقی گر نیندازد گره در کار ما

شمارهٔ ۷۷: گر ندانی تا قیامت راز ما

شمارهٔ ۷۸: چه حرف مهر و وفا گوش کرده ای از ما

شمارهٔ ۷۹: گردش چشم تغافل ساغر لبریز ما

شمارهٔ ۸۰: آیینه شود دود چراغ نفس ما

شمارهٔ ۸۱: گردیده خوان نعمت وجه معاش ما

شمارهٔ ۸۲: غمش باشد شراب بیغش ما

شمارهٔ ۸۳: زخمی افسانه ناصح نگردد گوش ما

شمارهٔ ۸۴: تا شد ز یاد تو روشن چراغ ما

شمارهٔ ۸۵: دور چشم بد زسوز سینه غمناک ما

شمارهٔ ۸۶: سینه صاف است پیر ما خوشا احوال ما

شمارهٔ ۸۷: دگر چه باده به پیمانه می کند دل ما

شمارهٔ ۸۸: آیینه خرد حسن ز بازار دل ما

شمارهٔ ۸۹: گداخت بر لب حسرت ترانه دل ما

شمارهٔ ۹۰: درد عشق آشیانه دل ما

شمارهٔ ۹۱: بهار تنگدلی سبز کرد حاصل ما

شمارهٔ ۹۲: هر چند تپید بسمل ما

شمارهٔ ۹۳: جذبه ها زین کوشش بی بال و پر دیدیم ما

شمارهٔ ۹۴: خار وگل را جوش یک پیمانه می دانیم ما

شمارهٔ ۹۵: در محبت از جنون امداد می خواهیم ما

شمارهٔ ۹۶: از بسکه خورد نیش خموشی بیان ما

شمارهٔ ۹۷: شیشه بر خاره به صد رنگ زدن پیشه ما

شمارهٔ ۹۸: چه غم دارد دل از اندیشه ما

شمارهٔ ۹۹: ز عندلیب چه پرسی نشان خانه ما

شمارهٔ ۱۰۰: از می دیگر است مستی ما

شمارهٔ ۱۰۱: با شکوه همزبان نشود گفتگوی ما

شمارهٔ ۱۰۲: جذبه شوق تو خضر ره آگاهی ما

شمارهٔ ۱۰۳: پری گشته آیینه دار هوا

شمارهٔ ۱۰۴: صبح است مست باده دوشینه هوا

شمارهٔ ۱۰۵: گردون ز بسکه برد غمت در دیارها

شمارهٔ ۱۰۶: از مهر تو سینه ها اثرها

شمارهٔ ۱۰۷: شمشیر تو قبله گاه سرها

شمارهٔ ۱۰۸: ای نام تو قبله زبان‌ها

شمارهٔ ۱۰۹: تا چند خبر پرسی از بی‌سروسامان‌ها

شمارهٔ ۱۱۰: زنجیری طره‌ات ختن‌ها

شمارهٔ ۱۱۱: قبله عالم میخانه خم ابروها

شمارهٔ ۱۱۲: ای گلشن از بهار خیال تو سینه‌ها

شمارهٔ ۱۱۳: خوش بهاری است قدح‌نوشی‌ها

شمارهٔ ۱۱۴: دل آیینه خانه زنبور

شمارهٔ ۱۱۵: می‌رسد مست شکوه کاهی‌ها

شمارهٔ ۱۱۶: بس که می‌ترسم از جدایی‌ها

شمارهٔ ۱۱۷: دوزخ اقلیم خودنمایی‌ها

شمارهٔ ۱۱۸: سرو شوخ من بیا تنها بیا غافل بیا

شمارهٔ ۱۱۹: عارضت گلدسته باغ نظر دارم بیا

شمارهٔ ۱۲۰: سیرگاه قدح کشان مهتاب

شمارهٔ ۱۲۱: بسکه دارد سر هم چشمی گلشن مهتاب

شمارهٔ ۱۲۲: موجها برده دل ز باغ در آب

شمارهٔ ۱۲۳: چه خوش افتاده عکس ماه در آب

شمارهٔ ۱۲۴: پری رخی است عرق کرده عکس ماه در آب

شمارهٔ ۱۲۵: عکس مهتاب کشیده است پریخانه در آب

شمارهٔ ۱۲۶: مست نازی نتوان گفت که ما را دریاب

شمارهٔ ۱۲۷: بهار سوختن گردیده شمع بزم ما امشب

شمارهٔ ۱۲۸: محبت خوش جناغی بسته وحشت الفت است امشب

شمارهٔ ۱۲۹: آنچه از ما می کشد حیرانی ما روز و شب

شمارهٔ ۱۳۰: داغ بر دل می گذارم روز و شب

شمارهٔ ۱۳۱: اگر دنیا اگر عقبا علی بن ابیطالب

شمارهٔ ۱۳۲: فلک آیینه اسکندر علی بن ابیطالب

شمارهٔ ۱۳۳: دل را بسوز و درد نهان را دوا طلب

شمارهٔ ۱۳۴: روز وصل است انتظار غریب

شمارهٔ ۱۳۵: می پرستی می دهد یادم نوای عندلیب

شمارهٔ ۱۳۶: از شوق دیده عقل چو تدبیر می گداخت

شمارهٔ ۱۳۷: می رنگ هوس در دل ویران من انداخت

شمارهٔ ۱۳۸: نازک شد از وفا دل و قدر جفا شناخت

شمارهٔ ۱۳۹: خون بود دل که لذت درد نهان شناخت

شمارهٔ ۱۴۰: عشق نیرنگ تغافل با دل بیتاب ریخت

شمارهٔ ۱۴۱: ز گر مخوییت آتش ز لاله زار گریخت

شمارهٔ ۱۴۲: چنان زخوی تو هر کس به هر دیار گریخت

شمارهٔ ۱۴۳: خط بر سرهر حرف چو تقویم کشندت

شمارهٔ ۱۴۴: دلی ز دور به صد رنگ می نمایندت

شمارهٔ ۱۴۵: داغ تو ز بسکه سینه تاب است

شمارهٔ ۱۴۶: از آنم دل عدوی اضطراب است

شمارهٔ ۱۴۷: تو را ز حسن بهار جمال سیراب است

شمارهٔ ۱۴۸: از جلوه تو چشم دل و جان لبالب است

شمارهٔ ۱۴۹: تا روغن چراغ دلم درد غربت است

شمارهٔ ۱۵۰: در آتش عشق تو خرد خام نخست است

شمارهٔ ۱۵۱: گر آن دیر آشنا بیگانه مست است

شمارهٔ ۱۵۲: از بزم رفتنی که گلستان الفت است

شمارهٔ ۱۵۳: صفحه افلاک سرلوح کتاب غفلت است

شمارهٔ ۱۵۴: بلبل بیا که ناله ارزان غنیمت است

شمارهٔ ۱۵۵: چو نیست قدر وفا طاقت جفا عبث است

شمارهٔ ۱۵۶: سوخت زندان خمارم سفر شیشه کجاست

شمارهٔ ۱۵۷: رسوای دهرم و غم پنهاینم به جاست

شمارهٔ ۱۵۸: یک حرف شکوه از لب خشنود برنخاست

شمارهٔ ۱۵۹: ناله از دل بی خیال گلعذاری بر نخاست

شمارهٔ ۱۶۰: به وادیی که مروت پناه صیاد است

شمارهٔ ۱۶۱: هر دل از یاد تو مرغ چمن را زخود است

شمارهٔ ۱۶۲: باده کامل عیار جوش خود است

شمارهٔ ۱۶۳: دل بی درد ز افسردن حالش پیداست

شمارهٔ ۱۶۴: گل دیوانگی از سایه خارم پیداست

شمارهٔ ۱۶۵: گل صد برگ ز درهم شده کارم پیداست

شمارهٔ ۱۶۶: زعشق مرتبه حسن دلنشین پیداست

شمارهٔ ۱۶۷: آتش نسبی از نفسم ظاهر و پیداست

شمارهٔ ۱۶۸: از هر آتشکده ای سینه فگاری پیداست

شمارهٔ ۱۶۹: از عکس تنت جیب قبا آینه زار است

شمارهٔ ۱۷۰: نه همین دام و نه دانه بسیار است

شمارهٔ ۱۷۱: تنگ غم تو خانه دل از هوا پر است

شمارهٔ ۱۷۲: بسکه از رشک سرشکم خاطر دریا پر است

شمارهٔ ۱۷۳: به کشتنم نه همین حرف هجر یار پر است

شمارهٔ ۱۷۴: به بزم عشق نه تنها دل شکسته پر است

شمارهٔ ۱۷۵: گر به دست آید گل داغ از گلستان خوشتر است

شمارهٔ ۱۷۶: حرف مجنون تو از گلبرگ تر نازکتر است

شمارهٔ ۱۷۷: گریه ابر از سمن رنگین تر است

شمارهٔ ۱۷۸: گر شب وصل تو بی مهتاب باشد بهتر است

شمارهٔ ۱۷۹: موم شمع کشته از دل چون شد آهن بهتر است

شمارهٔ ۱۸۰: بسکه سودای تماشای تو پنهان در سر است

شمارهٔ ۱۸۱: سینه صافیهای من روشنگر است

شمارهٔ ۱۸۲: هر نفس جزو پریشان کتاب دیگر است

شمارهٔ ۱۸۳: الفت آباد محبت را خراج دیگر است

شمارهٔ ۱۸۴: قفل غم بهر گشاد دل کلید دیگر است

شمارهٔ ۱۸۵: اقلیم درد را سحر و شام دیگر است

شمارهٔ ۱۸۶: جبهه تسلیم جان را سجده گاه دیگر است

شمارهٔ ۱۸۷: نکنی صید یقینی به گمانی که تو راست

شمارهٔ ۱۸۸: شمشیر عشق را نمک شرم جوهر است

شمارهٔ ۱۸۹: گرد راه تو جلوه پرداز است

شمارهٔ ۱۹۰: روز جزا خجالت سرشار نارساست

شمارهٔ ۱۹۱: ساقی همین نه از تو دل ما در آتش است

شمارهٔ ۱۹۲: قطع نظر جزای دل بدگمان خوش است

شمارهٔ ۱۹۳: آتش زدی به لاله، عذار اینچنین خوش است

شمارهٔ ۱۹۴: فیض نومیدی از امید مروت بیش است

شمارهٔ ۱۹۵: پرواز هوای تو که بال و پر شمع است

شمارهٔ ۱۹۶: تعلق سد راه کام عشق است

شمارهٔ ۱۹۷: سلیمانی است دل نقش نگینش نام معشوق است

شمارهٔ ۱۹۸: دل اگر رفت گرفتار طلسم خاک است

شمارهٔ ۱۹۹: همه روی زمین خطرناک است

شمارهٔ ۲۰۰: بهار شوخی او جشن تازه فلک است

شمارهٔ ۲۰۱: ز تاب اینکه به رویت نقاب نزدیک است

شمارهٔ ۲۰۲: به گلشنی دلم از دست باغبان تنگ است

شمارهٔ ۲۰۳: دل بی غم گل بی آب و رنگ است

شمارهٔ ۲۰۴: گلبانگ عاشقان چمن راز بلبل است

شمارهٔ ۲۰۵: نی همین نقش پی شوق جنون پیما دل است

شمارهٔ ۲۰۶: ممنون خویش بودن دل قوت دل است

شمارهٔ ۲۰۷: هستی و نیستی آیینه دیدار دل است

شمارهٔ ۲۰۸: می تواند جوش زد تا آسمان آخر دل است

شمارهٔ ۲۰۹: گردش چشم او ایاغ دل است

شمارهٔ ۲۱۰: جلوه باغ نظر و چهره گلستان دل است

شمارهٔ ۲۱۱: توفیق زاده نظر پاک من دل است

شمارهٔ ۲۱۲: شوخیش بسکه وحشی افسانه دل است

شمارهٔ ۲۱۳: مپرس غم ز برای چه آشنای دل است

شمارهٔ ۲۱۴: هر کجا موج هیاهوی دل است

شمارهٔ ۲۱۵: چون محبت جوش باطن زد فراغت مشکل است

شمارهٔ ۲۱۶: پیش او اظهار غمهای نهانی مشکل است

شمارهٔ ۲۱۷: هر چند باده قوت دل و شربت گل است

شمارهٔ ۲۱۸: از نگاهش خلد ایما پر گل است

شمارهٔ ۲۱۹: صبح مشاطه هوای گل است

شمارهٔ ۲۲۰: آن چهره که خورشید غلام است کدام است

شمارهٔ ۲۲۱: ساقی نشناسیم دل از دست کدام است

شمارهٔ ۲۲۲: تسلیم اسیر سلسله انقیاد ماست

شمارهٔ ۲۲۳: در بر دل تو و دل دلبر ماست

شمارهٔ ۲۲۴: گر شود همسایه زلفت صبا نامحرم است

شمارهٔ ۲۲۵: دایم ز تمنای تو دل در نظر ماست

شمارهٔ ۲۲۶: هر دل که زعشق یارگرم است

شمارهٔ ۲۲۷: فغانم از دل دیوانه گرم است

شمارهٔ ۲۲۸: پیش سامان سرشکم مایه دریا کم است

شمارهٔ ۲۲۹: حرف بی صرفه و بیتابی اظهار کم است

شمارهٔ ۲۳۰: فراموشی فراموش دل ماست

شمارهٔ ۲۳۱: چشم بدخو چون هجوم آورد طاقت خوشنماست

شمارهٔ ۲۳۲: چمن چمن گل آشفتگی به دامن ماست

شمارهٔ ۲۳۳: ز فیض گریه چمن یک بساط چیده ماست

شمارهٔ ۲۳۴: دردی که رنگ چاره نداند دوای ماست

شمارهٔ ۲۳۵: به رنگ باده صراحی طلسم هستی ماست

شمارهٔ ۲۳۶: فتادگی ثمر نخل سرفرازی ماست

شمارهٔ ۲۳۷: به عالم حکم اشک ما روان است

شمارهٔ ۲۳۸: درد دل گفتن همین تنها نه در نا گفتن است

شمارهٔ ۲۳۹: مژه ها با نگاه در سخن است

شمارهٔ ۲۴۰: به حرف لب نگشودن رسایی سخن است

شمارهٔ ۲۴۱: امتحان خلق دل پامال سودا کردن است

شمارهٔ ۲۴۲: بزم حیرت را چراغ از دیده ما روشن است

شمارهٔ ۲۴۳: شمع راز من ز سیمای نگفتن روشن است

شمارهٔ ۲۴۴: کی در صفا چو تیغ تواش سینه روشن است

شمارهٔ ۲۴۵: اخگرم آفت بیداری من خواب من است

شمارهٔ ۲۴۶: ساغر باده شرمسار من است

شمارهٔ ۲۴۷: دریا نمی ز اشک نمک پرور من است

شمارهٔ ۲۴۸: آه بی تاثیر من تیر من است

شمارهٔ ۲۴۹: دل پروانه فروغ گهر راز من است

شمارهٔ ۲۵۰: کشته ناز تو کی با کش ز طعن دشمن است

شمارهٔ ۲۵۱: حشر آرام لقب آتش خس پوش من است

شمارهٔ ۲۵۲: خرابه گرد فلک احتشام آه من است

شمارهٔ ۲۵۳: جمعیت جهان ز پریشانی من است

شمارهٔ ۲۵۴: سخت حیران شده ام فرصت دیدن این است

شمارهٔ ۲۵۵: آهم از بس که آتشین است

شمارهٔ ۲۵۶: هر چند بهشت دلنشین است

شمارهٔ ۲۵۷: بسترم تیغ و زخم بالین است

شمارهٔ ۲۵۸: تماشاگاه دل چشم سیاه است

شمارهٔ ۲۵۹: با سمند تو مگر مه به گرو تاخته است

شمارهٔ ۲۶۰: گریه خاکستر گداخته است

شمارهٔ ۲۶۱: سجده غفلت من قبله نما ساخته است

شمارهٔ ۲۶۲: دیگر به بزم او سخن ما گذشته است

شمارهٔ ۲۶۳: کار نفس ز جلوه رنگین گذشته است

شمارهٔ ۲۶۴: گرد کلفت در جنون درد ایاغم گشته است

شمارهٔ ۲۶۵: گلشن ز جلوه تو پریخانه گشته است

شمارهٔ ۲۶۶: از اشک و آه من گل و سنبل شکفته است

شمارهٔ ۲۶۷: بهر پابوس تو از خاکم غباری برنخاست

شمارهٔ ۲۶۸: به جنون عشق مایل افتاده است

شمارهٔ ۲۶۹: کدام شوق به راه دویدن افتاده است

شمارهٔ ۲۷۰: هر طرف باد صبا زان طره بویی برده است

شمارهٔ ۲۷۱: نه همین از دوری احباب داغم کرده است

شمارهٔ ۲۷۲: آنکه صید عالم از چشم خماری کرده است

شمارهٔ ۲۷۳: دیوانه گر به دل غم دنیا شمرده است

شمارهٔ ۲۷۴: گلستان شرم و گلزار حیا آورده است

شمارهٔ ۲۷۵: دلم از یاد تو خندان شده است

شمارهٔ ۲۷۶: به دور ما نگه مشفقانه را چه شده است

شمارهٔ ۲۷۷: یاد زلف تو مرا مصرع حالی شده است

شمارهٔ ۲۷۸: گریه زچشمم به امان آمده است

شمارهٔ ۲۷۹: شور دل پیشتر از دل به جهان آمده است

شمارهٔ ۲۸۰: بی جام و شیشه چشم تو خمار بوده است

شمارهٔ ۲۸۱: تا غم نبوده خاطر خرم نبوده است

شمارهٔ ۲۸۲: موجه دریا ز شورم مصرع پیچیده است

شمارهٔ ۲۸۳: بعد عمری سویم از روی مروت دیده است

شمارهٔ ۲۸۴: رنجی که چشم شب پره از نور دیده است

شمارهٔ ۲۸۵: ز بویی بیخودم رویی که دیده است

شمارهٔ ۲۸۶: مطرب ترانه ای که دماغم رسیده است

شمارهٔ ۲۸۷: بی سبزه نوبهار ندانم چکاره است

شمارهٔ ۲۸۸: خلوت جان را تجلی از چراغ سینه است

شمارهٔ ۲۸۹: هر نگاه گرم ما مجنون کامل گشته ای است

شمارهٔ ۲۹۰: دشت جنون ز فتنه چشم تو دیده ای است

شمارهٔ ۲۹۱: هر سر مویم ز افغان بلبل دیوانه ای است

شمارهٔ ۲۹۲: نظر به جوهر اصلی نه زشت مکتسبی است

شمارهٔ ۲۹۳: خیال دام و قفس انتظار آزادی است

شمارهٔ ۲۹۴: دارم دلی که آینه پیرای بیخودی است

شمارهٔ ۲۹۵: دلم را صبح عید جانسپاری است

شمارهٔ ۲۹۶: از خوی تو عالم چمن شعله نگاری است

شمارهٔ ۲۹۷: هر عارض افروخته مشاطه نازی است

شمارهٔ ۲۹۸: دل آواره مستمندکسی است

شمارهٔ ۲۹۹: دلی دارم که مست جام ساقی است

شمارهٔ ۳۰۰: دو جهان از کتاب دل ورقی است

شمارهٔ ۳۰۱: بازم از مژگان شوخی خارخار عاشقی است

شمارهٔ ۳۰۲: داری تمام عالم اگر آشنا یکی است

شمارهٔ ۳۰۳: دامان پاک عاشق و برگ سمن یکی است

شمارهٔ ۳۰۴: جایی که دامگاه غزال رمیدگی است

شمارهٔ ۳۰۵: در تماشای تو هر چشمی دلی است

شمارهٔ ۳۰۶: هر سبزه این باغ نشان خم دامی است

شمارهٔ ۳۰۷: خموشیها عجب شیرین زبانی است

شمارهٔ ۳۰۸: بهار عمر و نوروز جوانی است

شمارهٔ ۳۰۹: حال دل را تنم از ضعف زبانم گویاست

شمارهٔ ۳۱۰: هر غنچه نشکفته نظر باز نگاهی است

شمارهٔ ۳۱۱: ز جام عشق تو هر سبزه مست سودایی است

شمارهٔ ۳۱۲: نگاهش دورگرد آشنایی است

شمارهٔ ۳۱۳: گل هر ابر رنگین هوایی است

شمارهٔ ۳۱۴: ز حرف دوست اگر کار من نرفت از دست

شمارهٔ ۳۱۵: هر جا که نقش توبه شکستن شود درست

شمارهٔ ۳۱۶: ز بسکه هر طرف از خاطرم غبار نشست

شمارهٔ ۳۱۷: در دامت آن غبار که بر بال و پر نشست

شمارهٔ ۳۱۸: شادیم از دلی که شکستن عیار اوست

شمارهٔ ۳۱۹: حسن آتش و دل سمندر اوست

شمارهٔ ۳۲۰: جفا جویی سپند آتش اوست

شمارهٔ ۳۲۱: درد بیدرمان دوای جان بی آرام اوست

شمارهٔ ۳۲۲: آنچه دل را می نوازد درد بیدرمان اوست

شمارهٔ ۳۲۳: کرده خونم را صف مژگان چراغان زیر پوست

شمارهٔ ۳۲۴: بیقراریهای عشق آیینه دار خوی دوست

شمارهٔ ۳۲۵: گر دل غبار گشته امید خیال هست

شمارهٔ ۳۲۶: وحدت جهان گرفت و تماشا چنانکه هست

شمارهٔ ۳۲۷: هنوزم در دل از غم ریشه ای هست

شمارهٔ ۳۲۸: اگر ستم کند امید احترامی هست

شمارهٔ ۳۲۹: با اشک تلخکام اسیران گلاب چیست

شمارهٔ ۳۳۰: صیقل رسوایی راز نهان پیداست کیست

شمارهٔ ۳۳۱: دماغ وحشی ما صید بوی الفت کیست

شمارهٔ ۳۳۲: فرزانگی در آتش غفلت سپند کیست

شمارهٔ ۳۳۳: آن دل که نام درد نداند سپند کیست

شمارهٔ ۳۳۴: فیض بیداری مسیح بخت آلود کیست

شمارهٔ ۳۳۵: نمی داند محبت درهم از کیست

شمارهٔ ۳۳۶: بوی چمن ز خانه به دوشان شوق کیست

شمارهٔ ۳۳۷: گلزارها ز اشک جگرتاب چشم کیست

شمارهٔ ۳۳۸: جنون بوی گل افسانه کیست

شمارهٔ ۳۳۹: بی غرض چون گردد الفت محرم و بیگانه کیست

شمارهٔ ۳۴۰: گریه بیقرار پیدا نیست

شمارهٔ ۳۴۱: رفت از پیر و جوان طاقت و کس پیدا نیست

شمارهٔ ۳۴۲: به فکر خاطر ناشاد ما نیست

شمارهٔ ۳۴۳: ما را که سر عشرت و پروای طرب نیست

شمارهٔ ۳۴۴: از رشک بلبلم دل حسرت نصیب نیست

شمارهٔ ۳۴۵: گرفتار کمند عشق را صیاد حاجت نیست

شمارهٔ ۳۴۶: نام دل بردن به غیر از یاد دلبر هیچ نیست

شمارهٔ ۳۴۷: همزبان بزم ما غیر از در و دیوار نیست

شمارهٔ ۳۴۸: جلوه ای از چشم دل مستور نیست

شمارهٔ ۳۴۹: همتم را ترک عالم کمتر از تسخیر نیست

شمارهٔ ۳۵۰: صبرم حریف عربده نیم ناز نیست

شمارهٔ ۳۵۱: از راز محبت که گلی جز خطرش نیست

شمارهٔ ۳۵۲: گرچه از سامان حیرانی نظر درویش نیست

شمارهٔ ۳۵۳: خجلت الفت کشد هر دل که با ما صاف نیست

شمارهٔ ۳۵۴: عشق اگر سوزد بر آتش حسن او را باک نیست

شمارهٔ ۳۵۵: جز مراد دلت مرادم نیست

شمارهٔ ۳۵۶: کدام صبح که سرمشق انتظارم نیست

شمارهٔ ۳۵۷: به دور چشم توام التجا به دوران نیست

شمارهٔ ۳۵۸: در تن بیمار لعل روح پرورد تو نیست

شمارهٔ ۳۵۹: در سراپای شهید غم پنهان تو نیست

شمارهٔ ۳۶۰: دیده ناکام را جز تهمت نظاره نیست

شمارهٔ ۳۶۱: خرقه پوشی است خودنمایی نیست

شمارهٔ ۳۶۲: آیا دیگر چه مدعا داشت

شمارهٔ ۳۶۳: فلک ز کام من سفله کیش عار نداشت

شمارهٔ ۳۶۴: رواج ساختگی های روزگار نداشت

شمارهٔ ۳۶۵: عاشق آن روز که جا در خم آن دام نداشت

شمارهٔ ۳۶۶: در دیار ما زمین مشت غباری هم نداشت

شمارهٔ ۳۶۷: در حلقه زلف تو دلی چله نشین داشت

شمارهٔ ۳۶۸: سبزه ما کی ز برق خرمنی اندیشه داشت

شمارهٔ ۳۶۹: دلم با سوز پنهانی سری داشت

شمارهٔ ۳۷۰: تا کی از شام جدایی ماجرا خواهد گذشت

شمارهٔ ۳۷۱: در دلم سیر کوی یار گذشت

شمارهٔ ۳۷۲: بیگانگی ز شکوه شام و سحر گذشت

شمارهٔ ۳۷۳: دامن صحرا و کوه از دامن گلچین گذشت

شمارهٔ ۳۷۴: گردش چشم تماشا می گشت

شمارهٔ ۳۷۵: شوق روزی که پی چاک گریبان می گشت

شمارهٔ ۳۷۶: حرف شوقت مختصر خواهم نوشت

شمارهٔ ۳۷۷: نامه شوق تو را گر مختصر خواهم نوشت

شمارهٔ ۳۷۸: فلک برات که بر شهپر هما ننوشت

شمارهٔ ۳۷۹: دیده ام یک مژه آرام به خوابی ننوشت

شمارهٔ ۳۸۰: گشته آیینه بیقرار خطت

شمارهٔ ۳۸۱: نشینم گوشه ای با خاطر ناشاد هر ساعت

شمارهٔ ۳۸۲: قرب شاهان بی صدف کی گوهر شهوار یافت

شمارهٔ ۳۸۳: می کشیدی و نگه سیر چمن یاد گرفت

شمارهٔ ۳۸۴: گلستانی که هوای دل نومید گرفت

شمارهٔ ۳۸۵: تا غمش در دلم قرار گرفت

شمارهٔ ۳۸۶: از قدش جلوه باز کام گرفت

شمارهٔ ۳۸۷: آهم گره گشاست مدد می توان گرفت

شمارهٔ ۳۸۸: مشق گداز دل ز نفس می توان گرفت

شمارهٔ ۳۸۹: ره بر امید بیشترک می توان گرفت

شمارهٔ ۳۹۰: هر دم ز گریه فیض نوی می توان گرفت

شمارهٔ ۳۹۱: لاله به کف جام دمیدن گرفت

شمارهٔ ۳۹۲: شرم رخت به دیده نقاب سمن گرفت

شمارهٔ ۳۹۳: جایی که عقل دامن تدبیر می گرفت

شمارهٔ ۳۹۴: فرصت مجنون اگر دنبال محمل می گرفت

شمارهٔ ۳۹۵: گر عسس مال کسی از دزد معنی می گرفت

شمارهٔ ۳۹۶: جلوه حسن تو بس در صورت و معنی گرفت

شمارهٔ ۳۹۷: آمد از ذوق تپیدن نفس از یادم رفت

شمارهٔ ۳۹۸: از پاک بینشی دل اهل نظر شکفت

شمارهٔ ۳۹۹: داروی هوش و هوش ربایی خوشا دلت

شمارهٔ ۴۰۰: پرده چشم سمن پیراهنت

شمارهٔ ۴۰۱: ای چار رکن عالم خشتی ز بارگاهت

شمارهٔ ۴۰۲: نگشته مست تو هرگز به هیچ در محتاج

شمارهٔ ۴۰۳: مگشای پیش هر کس بار فسانه چون موج

شمارهٔ ۴۰۴: گه به درد و گه به داغ ما مپیچ

شمارهٔ ۴۰۵: لطف سخن و تازگی لفظ و ادا هیچ

شمارهٔ ۴۰۶: بیند اگر ز گرد ره او رواج صبح

شمارهٔ ۴۰۷: آن میگساری شب و این دور باش صبح

شمارهٔ ۴۰۸: گل گل شکفته از شفق فیض باغ صبح

شمارهٔ ۴۰۹: شب روز شد به یاد تو روشن چراغ صبح

شمارهٔ ۴۱۰: دل صاف می کند ز کدورت ایاغ صبح

شمارهٔ ۴۱۱: بسکه از مهر او گداخته صبح

شمارهٔ ۴۱۲: جذبه شوق که می ریخت به پیمانه صبح

شمارهٔ ۴۱۳: سیم اشکم صیقل آیینه گلهای صبح

شمارهٔ ۴۱۴: گشته تا صیاد ما مژگان شوخ

شمارهٔ ۴۱۵: که گفته سنگ دلت کفه محبت باد

شمارهٔ ۴۱۶: اضطرابم رهین طاقت باد

شمارهٔ ۴۱۷: رنگ شکسته از گل رویش عیان مباد

شمارهٔ ۴۱۸: بی یاد قامتش دل بیتاب من مباد

شمارهٔ ۴۱۹: گلشن آرای خیالم حسن محجوب تو باد

شمارهٔ ۴۲۰: غمی که درد نیفزود ننگ سلسله باد

شمارهٔ ۴۲۱: عنان دل به مژگان می توان داد

شمارهٔ ۴۲۲: رشته وادی هجر تو گرم سر می‌داد

شمارهٔ ۴۲۳: اشکم از بس کرده آب روی گلها را زیاد

شمارهٔ ۴۲۴: گلاب خون و عبیر غبار می طلبد

شمارهٔ ۴۲۵: تذرو جلوه ات را دیده من آشیان زیبد

شمارهٔ ۴۲۶: کجا بی کاوش دردی صد چاک می زیبد

شمارهٔ ۴۲۷: قطره چون موج اضطراب افتد

شمارهٔ ۴۲۸: ز تاب سنبلی صید ضعیفم در کمند افتد

شمارهٔ ۴۲۹: آتشی نیست محبت که به ناپاک افتد

شمارهٔ ۴۳۰: گلستان شو ز می تا نوبهار از چشم رنگ افتد

شمارهٔ ۴۳۱: در دام تمنای تو گر بر سرم افتد

شمارهٔ ۴۳۲: به لب هر دم ز شادی شکر این سودا نمی گنجد

شمارهٔ ۴۳۳: سخنها بر زبان چون رشته ها بر سوزنی پیچید

شمارهٔ ۴۳۴: دلم تا چند از شرم نگاهی مضطرب گردد

شمارهٔ ۴۳۵: همای گرد مجنون تو پرواز آشیان گردد

شمارهٔ ۴۳۶: گر دل شکند مهرت از او دور نگردد

شمارهٔ ۴۳۷: عشق تو چراغ دل هر خام نگردد

شمارهٔ ۴۳۸: با ذوق گریه از دل خوناب کم نگردد

شمارهٔ ۴۳۹: اشکم از یاد لبت آب گهر می گردد

شمارهٔ ۴۴۰: دل شکسته درستی پذیر می گردد

شمارهٔ ۴۴۱: در آن وادی که سرعت خاک دامنگیر می‌گردد

شمارهٔ ۴۴۲: چه شد گردیده ام حیران لبم خاموش می گردد

شمارهٔ ۴۴۳: عبث فضولی عقلم وکیل می گردد

شمارهٔ ۴۴۴: ز شوخی مژه گر جام برنمی گردد

شمارهٔ ۴۴۵: چه کرده ام که دگر بدگمان نمی گردد

شمارهٔ ۴۴۶: اگر خاکستر پروانه ما توده می گردد

شمارهٔ ۴۴۷: ز آهم خاطر منت گساران تازه می گردد

شمارهٔ ۴۴۸: اگر عارض برافروزی شرر پروانه می گردد

شمارهٔ ۴۴۹: خیال بت مرا بس در دل دیوانه می گردد

شمارهٔ ۴۵۰: گردیده ام اسیر دوا یا علی مدد

شمارهٔ ۴۵۱: مالک رقاب فتح و ظفر یا علی مدد

شمارهٔ ۴۵۲: ز خون دل چه قدرها چمن حنا بندد

شمارهٔ ۴۵۳: چو نیرنگ محبت چشم ارباب نظر بندد

شمارهٔ ۴۵۴: دلی نسیم به عید بهار می بندد

شمارهٔ ۴۵۵: ندیدم آن لب شیرین بخندد

شمارهٔ ۴۵۶: گل ویرانه عاشق به روی آب می خندد

شمارهٔ ۴۵۷: از تماشای رخت شام و سحر می خندد

شمارهٔ ۴۵۸: دید در خواب که بر وضع جهان می خندد

شمارهٔ ۴۵۹: میان مهربانی آنچنان بیگانه می خندد

شمارهٔ ۴۶۰: دیوانه ما قحط خریدار پسندد

شمارهٔ ۴۶۱: می گلگون ز مژگان سیاه یار می بارد

شمارهٔ ۴۶۲: غبار عشقم از انجام من آغاز می بارد

شمارهٔ ۴۶۳: پس از عمری به رویم گر نگاهی کرد جا دارد

شمارهٔ ۴۶۴: بخت با ما سر جفا دارد

شمارهٔ ۴۶۵: صدف گوهر چمن گل ابر باران دل وفا دارد

شمارهٔ ۴۶۶: بهار می رسد و برگ عیشها دارد

شمارهٔ ۴۶۷: در راه تو دل شتاب دارد

شمارهٔ ۴۶۸: در دل خیال چشمش مست است و خواب دارد

شمارهٔ ۴۶۹: از دل ما دلت خبر دارد

شمارهٔ ۴۷۰: به جایی می رسد شوقی که الفت راهبر دارد

شمارهٔ ۴۷۱: ز آهم هر طرف دل وحشتستان دگر دارد

شمارهٔ ۴۷۲: جدا هر جلوه ای بینی ز سودای نظر دارد

شمارهٔ ۴۷۳: شوق رازی است که اظهار در آتش دارد

شمارهٔ ۴۷۴: خطی از هر سر مو محشر تابم دارد

شمارهٔ ۴۷۵: گل خیال که در آب و آتشم دارد

شمارهٔ ۴۷۶: ز استخوان ساخته صنعتگر قدرت درمی

شمارهٔ ۴۷۷: چرخ به تسلیم پیشه دست ندارد

شمارهٔ ۴۷۸: هر دل خبر از آینه دید ندارد

شمارهٔ ۴۷۹: دلی کز غمش می به ساغر ندارد

شمارهٔ ۴۸۰: نگاه خونی و مژگان تیغزن دارد

شمارهٔ ۴۸۱: نزاکت اینقدر نی برگ گل نی یاسمن دارد

شمارهٔ ۴۸۲: دل ما زخمی از مرهم ندارد

شمارهٔ ۴۸۳: بیدل چه سراید به خیالی که ندارد

شمارهٔ ۴۸۴: غبار عاشق اکسیر وفا در آستین دارد

شمارهٔ ۴۸۵: ز رنگین شیوه ها گلزار بلبل آفرین دارد

شمارهٔ ۴۸۶: به از درد او جان پناهی ندارد

شمارهٔ ۴۸۷: نگه در دیده اندام تو دارد

شمارهٔ ۴۸۸: نه اشک است اینکه بی یاد تو در چشمم غلو دارد

شمارهٔ ۴۸۹: بوی گل و روی ماه دارد

شمارهٔ ۴۹۰: هر دل که غم همیشه دارد

شمارهٔ ۴۹۱: دل زخم که جان داغ که گل خار که دارد

شمارهٔ ۴۹۲: تغافل در نگه پنهان که دارد

شمارهٔ ۴۹۳: محبت در غم بیدردی آزادم نگه دارد

شمارهٔ ۴۹۴: زاهد از سبحه رشته ای دارد

شمارهٔ ۴۹۵: فقر هم خودنمایی ای دارد

شمارهٔ ۴۹۶: حباب با دل من آشنایی ای دارد

شمارهٔ ۴۹۷: شمع بزم تو دماغ از می شوخی دارد

شمارهٔ ۴۹۸: ز خود هم می گریزد راز پنهان کسی دارد

شمارهٔ ۴۹۹: ز ابر جلوه مهتاب تازگی دارد

شمارهٔ ۵۰۰: دل به یاد تو زهر چاک هلالی دارد

شمارهٔ ۵۰۱: گل پژمرده، رنگی غیر حسرت بر نمی دارد

شمارهٔ ۵۰۲: به بزم شیخ و برهمن نشستنی دارد

شمارهٔ ۵۰۳: تماشای بهار عافیت گل چیدنی دارد

شمارهٔ ۵۰۴: دلم ز دانه ناکشته دامنی دارد

شمارهٔ ۵۰۵: گر دست هوای تو به دلها نگذارد

شمارهٔ ۵۰۶: نه تنها صبر با کم آرزوی بیش نگذارد

شمارهٔ ۵۰۷: اگر بینش ز مژگان پر برآرد

شمارهٔ ۵۰۸: جذب نگهت جام می از تاک برآرد

شمارهٔ ۵۰۹: خواب اگر پی به سرگریه شبگیر آرد

شمارهٔ ۵۱۰: دلم وحشی شود رازش اگر لب بر زبان آرد

شمارهٔ ۵۱۱: مگو کشتن بلایی بر سر منصور می آرد

شمارهٔ ۵۱۲: کو قاصدی که نامه به باد صبا برد

شمارهٔ ۵۱۳: پروانه چراغ وفا پر کجا برد

شمارهٔ ۵۱۴: سودای تو ما را به تمنای دگر برد

شمارهٔ ۵۱۵: رنگی که حسن از دل نومید می برد

شمارهٔ ۵۱۶: کلفت زخاطرم دل بیدار می برد

شمارهٔ ۵۱۷: خط رسید آن چشم و آن ابرو همان دل می‌برد

شمارهٔ ۵۱۸: از من و بلبل صبا صبر و تحمل می برد

شمارهٔ ۵۱۹: چنگ دل از نغمه ای نی از نوایی می برد

شمارهٔ ۵۲۰: کی دل کلید راز به دست زبان سپرد

شمارهٔ ۵۲۱: بسکه دارم به دل محبت درد

شمارهٔ ۵۲۲: کی قیامت در نظر با این تماشا بگذرد

شمارهٔ ۵۲۳: نیست درویش آنکه از تاراج عزت بگذرد

شمارهٔ ۵۲۴: یاد چشمت سرگران تا چند از دل بگذرد

شمارهٔ ۵۲۵: گر آسمان زکینه دیرینه بگذرد

شمارهٔ ۵۲۶: نه همین گرد ره شوق ز صرصر گذرد

شمارهٔ ۵۲۷: در دلم یاد یار می گذرد

شمارهٔ ۵۲۸: کسی که در دل خود از نیاز می‌گذرد

شمارهٔ ۵۲۹: آفتی وام می توانم کرد

شمارهٔ ۵۳۰: ترک غمت از کشتن و بستن نتوان کرد

شمارهٔ ۵۳۱: رخی از باده رخشان می توان کرد

شمارهٔ ۵۳۲: گریبان رشک گلشن می توان کرد

شمارهٔ ۵۳۳: وفا با خاکساری می توان کرد

شمارهٔ ۵۳۴: هشیاریم از یاد تو بیهوش برآورد

شمارهٔ ۵۳۵: دلی کجاست که سامان عیش ما گیرد

شمارهٔ ۵۳۶: زبان ناله پر از شوخی تحریر می گیرد

شمارهٔ ۵۳۷: ز اشکم غنچه در هر جا گلاب رنگ می گیرد

شمارهٔ ۵۳۸: وفا به مهر و عداوت به کین نمی‌ارزد

شمارهٔ ۵۳۹: سررشته جنون ره اهل هوس نزد

شمارهٔ ۵۴۰: نیم داغ گلی تا هر دو رویم یک هوا سوزد

شمارهٔ ۵۴۱: دل رمیده به صد آب و تاب می سوزد

شمارهٔ ۵۴۲: نه همین نامه چو شمع از خبرم می سوزد

شمارهٔ ۵۴۳: جنون هر لحظه چون تاکم به تارک خاک می‌ریزد

شمارهٔ ۵۴۴: توفیق در این بادیه رهبر نشناسد

شمارهٔ ۵۴۵: دیوانه او غیر تحمل نشناسد

شمارهٔ ۵۴۶: جان سختی دلم را بیداد می شناسد

شمارهٔ ۵۴۷: گریختم که به گرد ره تو کس نرسد

شمارهٔ ۵۴۸: گذشته ایم ز سر تا به نقش پا چه رسد

شمارهٔ ۵۴۹: جایی که حکم ناله شبگیر می رسد

شمارهٔ ۵۵۰: شوق ره گم کرده ای از وادی دل می رسد

شمارهٔ ۵۵۱: دل اگر گم شده دلدار سلامت باشد

شمارهٔ ۵۵۲: کسی که داغ جنونش طراز سر باشد

شمارهٔ ۵۵۳: نوبهار است به میخانه مبارک باشد

شمارهٔ ۵۵۴: نگه یار گریبان تو باشد

شمارهٔ ۵۵۵: جنون داغی ز سودای تو باشد

شمارهٔ ۵۵۶: خوشا آن دل که سرگرم غم جانانه ای باشد

شمارهٔ ۵۵۷: جنون فسرده دلم را طبیب خواهد شد

شمارهٔ ۵۵۸: اگر با دیده اعجاز محبت یار خواهد شد

شمارهٔ ۵۵۹: دمی که از نگهت سرمه ستم نکشد

شمارهٔ ۵۶۰: دیوانه تو بار محبت نمی کشد

شمارهٔ ۵۶۱: بسکه دامان حجاب از الفت من می کشد

شمارهٔ ۵۶۲: ز آسمان محبت چه وحی نازل شد

شمارهٔ ۵۶۳: عالم از جلوه تو خرم شد

شمارهٔ ۵۶۴: گر چه مجنون را محبت از هوس زایل نشد

شمارهٔ ۵۶۵: مرا چون غنچه هردم چاک دل از چاک می‌جوشد

شمارهٔ ۵۶۶: در محبت اشک و آه بی محابا را چه شد

شمارهٔ ۵۶۷: می کنم پرواز ذوق جانفشانی را چه شد

شمارهٔ ۵۶۸: ز خوی سرکشی دل در بر امید می رقصد

شمارهٔ ۵۶۹: تیغ بر کفش دیدم خون من به جوش آمد

شمارهٔ ۵۷۰: رفتم از هوش نگاه که به یادم آمد

شمارهٔ ۵۷۱: کو ذره ای که صد خور بار جفا نداند

شمارهٔ ۵۷۲: چشم ما پاک بود پاک حیا می داند

شمارهٔ ۵۷۳: دل آتش پرستم شعله از اخگر نمی داند

شمارهٔ ۵۷۴: به دل اضطرابی دعا می رساند

شمارهٔ ۵۷۵: شکفتن در ریاض خاطرم بیکار می ماند

شمارهٔ ۵۷۶: دل شکاران که مرا بی سر و پا ساخته اند

شمارهٔ ۵۷۷: مشتی از خاکستر پروانه پیدا کرده اند

شمارهٔ ۵۷۸: همچو خس آیینه پرداز شرارم کرده اند

شمارهٔ ۵۷۹: دوستان فکری به حالم کرده اند

شمارهٔ ۵۸۰: پاک بینان الفتی با داغ پنهان کرده اند

شمارهٔ ۵۸۱: از دلم روزی که طرح روزگار انداختند

شمارهٔ ۵۸۲: عشق نگشوده طلسمی است که بر دل بستند

شمارهٔ ۵۸۳: به دلم بال و پر ناله کشیدن دادند

شمارهٔ ۵۸۴: فریب جلوه مستانه دادند

شمارهٔ ۵۸۵: تا دل مست تو را داغ وفا بخشیدند

شمارهٔ ۵۸۶: عاجزان چون نام غیرت می برند

شمارهٔ ۵۸۷: از وفا صافدلانی که می ناب خورند

شمارهٔ ۵۸۸: بیدلان ملک وفا را نه به خاتم گیرند

شمارهٔ ۵۸۹: عشق اول بر دل غم پرور آتش می زند

شمارهٔ ۵۹۰: خاموشی از ترانه ما جوش می زند

شمارهٔ ۵۹۱: گه نگاهش کاروان چشم آهو می‌زند

شمارهٔ ۵۹۲: آنانکه هوس مائده کام شناسند

شمارهٔ ۵۹۳: سرمه ای هر جا به چشم داغ سودا می کشند

شمارهٔ ۵۹۴: دیده را شوخی چشمت دل بیتاب کند

شمارهٔ ۵۹۵: به تغافل اگرم چشم تو رسوا نکند

شمارهٔ ۵۹۶: همه دردیم تا دوا چه کند

شمارهٔ ۵۹۷: صف مژگان تو دل را چمن سینه کند

شمارهٔ ۵۹۸: خرم کسی که دل به غمت شاد می کند

شمارهٔ ۵۹۹: خار گلزار وفا گل می‌کند

شمارهٔ ۶۰۰: رشک حسنت خار در پیراهن گل می کند

شمارهٔ ۶۰۱: در گلستان جگر داغ تو بس گل می کند

شمارهٔ ۶۰۲: نیرنگ باده رفع حجابم نمی کند

شمارهٔ ۶۰۳: در غمش تا سوختم بخت شرارم شد بلند

شمارهٔ ۶۰۴: در بزم چو با عارض پر نور نشیند

شمارهٔ ۶۰۵: یک سرنوشت طالع ما بی خطر نبود

شمارهٔ ۶۰۶: امشب که خیال رخ او شمع نظر بود

شمارهٔ ۶۰۷: چون دل ما گر دل یک قطره باران تنگ بود

شمارهٔ ۶۰۸: دوش ساز ناله ام آهنگ بود

شمارهٔ ۶۰۹: گر دو روزی کامجو در عشق بی آرام بود

شمارهٔ ۶۱۰: گر سر و کار کسی با دل نبود

شمارهٔ ۶۱۱: سرکنم آوارگی منزل همان گیرم نبود

شمارهٔ ۶۱۲: از جان که می شنید اگر حرف غم نبود

شمارهٔ ۶۱۳: دیدیم زهر چشم تو عمر دوباره بود

شمارهٔ ۶۱۴: چشمت امشب ساقی و بیطاقتی پیمانه بود

شمارهٔ ۶۱۵: قاصدی از گرد جولانش به هر سو می دود

شمارهٔ ۶۱۶: هرکجا مست حیا آن بت طناز رود

شمارهٔ ۶۱۷: صبح است و فیض گریه مستانه می رود

شمارهٔ ۶۱۸: گر آفتاب مهر تو از سینه می رود

شمارهٔ ۶۱۹: ترک مستم را اگر چین بر جبین پیدا شود

شمارهٔ ۶۲۰: دشمن هوشی به رویت چشم تر نتوان گشود

شمارهٔ ۶۲۱: گر شبی یاد تو دور از جان غمگینم شود

شمارهٔ ۶۲۲: از شکستن دل ما رام تظلم نشود

شمارهٔ ۶۲۳: مستی ز شور لعل تو هشیار می‌شود

شمارهٔ ۶۲۴: از من آن چشم تغافل کیش غافل می شود

شمارهٔ ۶۲۵: بیدلی صبر نیندوخته ای می خواهد

شمارهٔ ۶۲۶: مست است و عرض آتش رخسار می دهد

شمارهٔ ۶۲۷: هر که بیند لذت بیتابیم سر می دهد

شمارهٔ ۶۲۸: عاشق از شوق نگاه واپسین جان می دهد

شمارهٔ ۶۲۹: اجر جفا و مزد وفا را که می دهد

شمارهٔ ۶۳۰: گر نگه نکهت گلزار حیا می باید

شمارهٔ ۶۳۱: نگهبان چراغ راز دل خاموش می باید

شمارهٔ ۶۳۲: از آتش ما گر نفسی دود برآید

شمارهٔ ۶۳۳: هر دل که ز بیداد تو نومید برآید

شمارهٔ ۶۳۴: یاد چشمت چو به سیر دل ما می آید

شمارهٔ ۶۳۵: از چمن بی نقاب می آید

شمارهٔ ۶۳۶: غباری از طواف کعبه مقصود می آید

شمارهٔ ۶۳۷: دلم زیاد نگاهت به شود می آید

شمارهٔ ۶۳۸: یاد چشمت چو پی غارت جان می آید

شمارهٔ ۶۳۹: کجا از آتش می گرمی خوی تو می آید

شمارهٔ ۶۴۰: آسودگی خاطر ناشاد مپرسید

شمارهٔ ۶۴۱: بیستون روزی به یاد خاطر شادم رسید

شمارهٔ ۶۴۲: بوالهوس لاف محبت زد و آزار کشید

شمارهٔ ۶۴۳: حیرانی ما باغ و بهار است ببینید

شمارهٔ ۶۴۴: چقدرها ز رهت نشو و نما می روید

شمارهٔ ۶۴۵: دل چو خون شد ناز اشک پرده در نتوان کشید

شمارهٔ ۶۴۶: ندیدنی است بساط جهان قدم بردار

شمارهٔ ۶۴۷: زاهد در این بهار به ما توبه واگذار

شمارهٔ ۶۴۸: زنده دردم به درمانم چه کار

شمارهٔ ۶۴۹: جام بر کف خاطر اندوهگین دارد بهار

شمارهٔ ۶۵۰: ساغری دارد به کف هر قطره باران بهار

شمارهٔ ۶۵۱: دیوانه خطت دل ویرانه بهار

شمارهٔ ۶۵۲: پیداست عکس چهره گل در هوای ابر

شمارهٔ ۶۵۳: شبنم باغ وفا از خار دندان سخت تر

شمارهٔ ۶۵۴: حسنش از گلزارها گلزارتر

شمارهٔ ۶۵۵: دلم خون شد دل بیداد خوشتر

شمارهٔ ۶۵۶: ساقی تبسم مژه کام بیشتر

شمارهٔ ۶۵۷: سینه صافی با عداوت خویشتر

شمارهٔ ۶۵۸: بیتابم ز حوصله صاحب کمال تر

شمارهٔ ۶۵۹: شهید راز پنهان را سرافرازی نهان بهتر

شمارهٔ ۶۶۰: انداز لطفش از گل و گلزار تازه تر

شمارهٔ ۶۶۱: خنده از گل جلوه از سرو خرامان تازه تر

شمارهٔ ۶۶۲: حیا پرورد نازی از دل اندوهگین مگذر

شمارهٔ ۶۶۳: خط آزادی پریشان می نماید در نظر

شمارهٔ ۶۶۴: مستم و آن چشم شهلا در نظر

شمارهٔ ۶۶۵: داردم شوق تو بیتاب سفر

شمارهٔ ۶۶۶: زنجیر شوق ما شده روز و شب دگر

شمارهٔ ۶۶۷: دیده ام از گرد گلگون تو جولان دگر

شمارهٔ ۶۶۸: ای از غم تو هر رگ ما ریشه دگر

شمارهٔ ۶۶۹: هر گردش چشم تو پریخانه دیگر

شمارهٔ ۶۷۰: آشوب در قلمرو ترکش ندید تیر

شمارهٔ ۶۷۱: به نام گریه من فال می‌زند زنجیر

شمارهٔ ۶۷۲: نگنجد در سرم سودای زنجیر

شمارهٔ ۶۷۳: بحر وجود محشر موج و حباب گیر

شمارهٔ ۶۷۴: صیقل دل از غبار خاکساری یادگیر

شمارهٔ ۶۷۵: دست اگر داری بغیر از دامن صحرا مگیر

شمارهٔ ۶۷۶: ای برای دلم سراپا ناز

شمارهٔ ۶۷۷: ز فیض ابر شد زانسان جهان سبز

شمارهٔ ۶۷۸: پرتو شمع تو پروانه گداز است هنوز

شمارهٔ ۶۷۹: سرمه واری در نظر زان خاک پا دارم هنوز

شمارهٔ ۶۸۰: راحتم شد بستر خواب و در آزارم هنوز

شمارهٔ ۶۸۱: مایه عیش اسیران خاطر غمناک بس

شمارهٔ ۶۸۲: قرار بخش دل تنگ یاد آن گل بس

شمارهٔ ۶۸۳: گفتگویی شنیده ام که مپرس

شمارهٔ ۶۸۴: دارم دل افروخته چون خلوت فانوس

شمارهٔ ۶۸۵: نکرده دست تهی اهل دیده را قلاش

شمارهٔ ۶۸۶: شراری را نماند جا در آتش

شمارهٔ ۶۸۷: شکار آینه گردیده آه می رسدش

شمارهٔ ۶۸۸: سینه تا شد قلمرو تیرش

شمارهٔ ۶۸۹: خداوندا مکن کس را شهید خنجر نازش

شمارهٔ ۶۹۰: صبا در نافه می‌غلتد ز گرد راه پابوسش

شمارهٔ ۶۹۱: کرده ام بسکه آرزوی خطش

شمارهٔ ۶۹۲: ای چشم و چراغ آفرینش

شمارهٔ ۶۹۳: گل گرفتار نقش بالینش

شمارهٔ ۶۹۴: از قدش جلوه انتخاب فروش

شمارهٔ ۶۹۵: ای کرده ز یاد ما فراموش

شمارهٔ ۶۹۶: تا به کس روشن نسازم کفر ایمان بار خویش

شمارهٔ ۶۹۷: بیکسیم ساخت خریدار خویش

شمارهٔ ۶۹۸: جایی که گل از ناله کند بال و پر خویش

شمارهٔ ۶۹۹: نسخه دارد لعلش از چشم حیاپرداز خویش

شمارهٔ ۷۰۰: اشک بلبل نمک چش خویش

شمارهٔ ۷۰۱: گر از تو بشنویم جواب سلام خویش

شمارهٔ ۷۰۲: پرکاری معشوق نهان است در این باغ

شمارهٔ ۷۰۳: اشک گلگونم به راه وعده می کارد چراغ

شمارهٔ ۷۰۴: بهارم گلستان در گلستان ضعف

شمارهٔ ۷۰۵: همین دانسته چشمش جای می خون خوردن عاشق

شمارهٔ ۷۰۶: بر دلم آغوش صلح کل گشاید جنگ عشق

شمارهٔ ۷۰۷: یکدلم گر چه پریشان نظرم ساخته عشق

شمارهٔ ۷۰۸: خوابم شده تا سرمه بیداری توفیق

شمارهٔ ۷۰۹: دارم دلی به سینه چو کژدم به زیر خاک

شمارهٔ ۷۱۰: بیا ای هجر و وصلت مایه شیب و شباب دل

شمارهٔ ۷۱۱: شدی مست و زد چاک جیب قبا گل

شمارهٔ ۷۱۲: دیدن رویش نه تنها می برد از یاد گل

شمارهٔ ۷۱۳: جلوه حسنت چمن پرداز گل

شمارهٔ ۷۱۴: کرده ای انتخاب خنده گل

شمارهٔ ۷۱۵: لبریز خنده است چمن از هوای گل

شمارهٔ ۷۱۶: سرگرم داغ دل نکند آرزوی گل

شمارهٔ ۷۱۷: بر تنم گردیده نقش بوریا تصویر دام

شمارهٔ ۷۱۸: لبت به سهو نوازد گرم به یک دشنام

شمارهٔ ۷۱۹: به خون تپیده شکاری ز صیدگاه توام

شمارهٔ ۷۲۰: در وفا داری طلسم بیوفایی بسته ام

شمارهٔ ۷۲۱: گر چه سودای تو یک عمر به سر داشته ام

شمارهٔ ۷۲۲: در زمین دل خود تخم رضا کاشته ام

شمارهٔ ۷۲۳: فانوس شمع خلوت دیدار گشته ام

شمارهٔ ۷۲۴: در دل از مستی فغان گم کرده ام

شمارهٔ ۷۲۵: لاله داغم ز گلزار جگر جوشیده ام

شمارهٔ ۷۲۶: مشغول یاد اوست دل پاره پاره ام

شمارهٔ ۷۲۷: لب تر نکرده از می هستی پیاله ام

شمارهٔ ۷۲۸: بس که خود را بسته دام بلا می خواستم

شمارهٔ ۷۲۹: ز یادش بس که هشیارم به خون خویشتن مستم

شمارهٔ ۷۳۰: اگر عاقل اگر دیوانه مستم

شمارهٔ ۷۳۱: ز شور عشق هرگز تلخ از شیرین ندانستم

شمارهٔ ۷۳۲: گر گمان وصل آن نامهربان می داشتم

شمارهٔ ۷۳۳: آتش از آن گرمی نگاه گرفتم

شمارهٔ ۷۳۴: خراب آباد بودم عشق را معمار خود کردم

شمارهٔ ۷۳۵: با لبش همزبانیی کردم

شمارهٔ ۷۳۶: دلی به خاک ره انتظار می بندم

شمارهٔ ۷۳۷: نظر گشودم و سر منزل تو را دیدم

شمارهٔ ۷۳۸: به کویش در لباس بوالهوس بسیار گردیدم

شمارهٔ ۷۳۹: نگران که بود رشک به حسرت دارم

شمارهٔ ۷۴۰: غمی رنگین تر از گلزار دارم

شمارهٔ ۷۴۱: پیاله بر کف و چشم تو در نظر دارم

شمارهٔ ۷۴۲: نگه در دیده مانند گلی در دام خس دارم

شمارهٔ ۷۴۳: خصم را زخمی شمشیر تحمل دارم

شمارهٔ ۷۴۴: دلم گداخت سر ساغر گران دارم

شمارهٔ ۷۴۵: سر و برگ هر شمع یا گل ندارم

شمارهٔ ۷۴۶: دلی زخم انتخاب خنده گل در چمن دارم

شمارهٔ ۷۴۷: نمی گنجد به محشر فوج عصیانی که من دارم

شمارهٔ ۷۴۸: اگر شادم از غم رهایی ندارم

شمارهٔ ۷۴۹: ز خون دیده و لخت جگر رنگین شبی دارم

شمارهٔ ۷۵۰: دل پر حسرتی دارم غم کم فرصتی دارم

شمارهٔ ۷۵۱: نیم دیوانه تنها با محبت همسری دارم

شمارهٔ ۷۵۲: سراپا یکدلم درد تمنای کسی دارم

شمارهٔ ۷۵۳: ستمکش چون دل خس پاره آتش دلی دارم

شمارهٔ ۷۵۴: درد و داغ نهانیی دارم

شمارهٔ ۷۵۵: بود روزی که پا ز این گل برآرم

شمارهٔ ۷۵۶: حرفی از شعله خویت به زبان می آرم

شمارهٔ ۷۵۷: گل داغم از رنگ و بو می گریزم

شمارهٔ ۷۵۸: منم که نشئه می از خمار نشناسم

شمارهٔ ۷۵۹: کاروان اشکم از اقلیم حیرت می رسم

شمارهٔ ۷۶۰: خوار عشقم به اعتبار قسم

شمارهٔ ۷۶۱: هوای خلد ندارم به کوی یار قسم

شمارهٔ ۷۶۲: ز دست دل گهی در آتش و گه در چمن باشم

شمارهٔ ۷۶۳: خوش آن نفس که غباری ز خاک کوی تو باشم

شمارهٔ ۷۶۴: در نظر نقش و نگارت می کشم

شمارهٔ ۷۶۵: تفسیر خموشی شده گویایی عشقم

شمارهٔ ۷۶۶: حدیث لعل تو را گر چه مختصر دانم

شمارهٔ ۷۶۷: ز چشم تر نمی‌آید تماشایی که من دانم

شمارهٔ ۷۶۸: اگر بیهوده گردم شهر از صحرا نمی دانم

شمارهٔ ۷۶۹: کو جنون تا از می وارستگی ساغر زنم

شمارهٔ ۷۷۰: صلحم نساخت با تو در جنگ می زنم

شمارهٔ ۷۷۱: مستم پیاله بر سر افسانه می زنم

شمارهٔ ۷۷۲: صد زبان گر بهر عذر مدعا پیدا کنم

شمارهٔ ۷۷۳: کو جنون کز سنگ طفلان خانه ای پیدا کنم

شمارهٔ ۷۷۴: کو فرصتی که شکوه ندانسته سر کنم

شمارهٔ ۷۷۵: از صبر من آزرده شد تا چند آزارش کنم

شمارهٔ ۷۷۶: کو جنون کز می سودا قدحی نوش کنم

شمارهٔ ۷۷۷: آن را که من زمال جهان محتشم کنم

شمارهٔ ۷۷۸: یاد چشمی را به افسون رام الفت می‌کنم

شمارهٔ ۷۷۹: گاه با مجنون و گاهی با صبا سر می کنم

شمارهٔ ۷۸۰: روزگاری شد که با عشق آشنایی می‌کنم

شمارهٔ ۷۸۱: ز دودمان دل و دیده یادگار منم

شمارهٔ ۷۸۲: چه سرخوشم که ندانم دل و کباب از هم

شمارهٔ ۷۸۳: دشمن و دوست بگو با هم در ساخته ایم

شمارهٔ ۷۸۴: پیمان توبه در صف مستان شکسته ایم

شمارهٔ ۷۸۵: با خون دل غبار خطش را سرشته ایم

شمارهٔ ۷۸۶: سیماب توشه سفر خواب کرده ایم

شمارهٔ ۷۸۷: تا نکته ای ز علم و ادب گوش کرده ایم

شمارهٔ ۷۸۸: مصرع پیچیده زنجیر سودا خوانده ایم

شمارهٔ ۷۸۹: تا از دل و دین جدا نگشتیم

شمارهٔ ۷۹۰: چون توکل هر کجا رفتیم استغنا زدیم

شمارهٔ ۷۹۱: عقلیم و طفل مکتب نادانی خودیم

شمارهٔ ۷۹۲: ماییم و یاد دوست غنیمت کجا بریم

شمارهٔ ۷۹۳: بار امید و ناز قناعت نمی کشیم

شمارهٔ ۷۹۴: ما درد به درمان مسیحا نفروشیم

شمارهٔ ۷۹۵: آسمان را رحم می آید به سرگردانیم

شمارهٔ ۷۹۶: با دل به هرزه دست و گریبان چرا شویم

شمارهٔ ۷۹۷: زخم دل گر شده بیکار به مرهم ندهیم

شمارهٔ ۷۹۸: آشفته دلی دارم چون ساغر بد مستان

شمارهٔ ۷۹۹: لخت جگر پاره بر آه نفس افشان

شمارهٔ ۸۰۰: محراب دعا ساخته ام آن صف مژگان

شمارهٔ ۸۰۱: ز خاک اهل دل بوی وفایی می توان بردن

شمارهٔ ۸۰۲: بهانه را پر پرواز می توان کردن

شمارهٔ ۸۰۳: گلزار مستمندان روی تو سیر دیدن

شمارهٔ ۸۰۴: خوش بهشتی است روی او دیدن

شمارهٔ ۸۰۵: به نهانخانه وحدت گذری پیدا کن

شمارهٔ ۸۰۶: حال زار مرا تماشا کن

شمارهٔ ۸۰۷: دل را به یاد مهر و وفا آشنا مکن

شمارهٔ ۸۰۸: می بین چنین و یک نگه آشنا مکن

شمارهٔ ۸۰۹: قتل ارباب هوس نامزد ناز مکن

شمارهٔ ۸۱۰: جان بده ناکام و کام آرزو حاصل مکن

شمارهٔ ۸۱۱: زاهد به جان زهد که آزار من مکن

شمارهٔ ۸۱۲: زاهد بجز آزار ما کاری مکن کاری مکن

شمارهٔ ۸۱۳: خوی آتش پیشه را تعلیم خود رایی مکن

شمارهٔ ۸۱۴: دیده را روشن سواد سطر بینایی مکن

شمارهٔ ۸۱۵: شعله پر ریزد به صید خاطر ناشاد من

شمارهٔ ۸۱۶: ز بس در عشق شد صرف خموشی روزگار من

شمارهٔ ۸۱۷: بهار سوختن بخشیده سامانی به داغ من

شمارهٔ ۸۱۸: گه استغنا گهی رو دیده ام من

شمارهٔ ۸۱۹: مبین خوار اگر هست اگر نیستم من

شمارهٔ ۸۲۰: چو اخگر شعله پرورد است مغز استخوان من

شمارهٔ ۸۲۱: چون شعله آبروی نیاز است خون من

شمارهٔ ۸۲۲: گر افسرده گر سرکش است آه من

شمارهٔ ۸۲۳: گر به محشر لطف ساقی عذرخواه آید برون

شمارهٔ ۸۲۴: دچارم گر شود آیینه گوید سیر باغ است این

شمارهٔ ۸۲۵: چشم بیگانگی پناه ببین

شمارهٔ ۸۲۶: بیا و در دلم ای وحشت آشنا بنشین

شمارهٔ ۸۲۷: سروری چنین و جلوه رعنایی اینچنین

شمارهٔ ۸۲۸: صبر و شکیب دیده و جان و دلم از او

شمارهٔ ۸۲۹: سرو رعنا غبار جلوه او

شمارهٔ ۸۳۰: رو دیده ام زگرمی بی اختیار تو

شمارهٔ ۸۳۱: بیا در آتشم افکن بگو ببین و برو

شمارهٔ ۸۳۲: خونم به جوش آمده تیغ نگاه کو

شمارهٔ ۸۳۳: نگه خون شد به چشم دیدنی کو

شمارهٔ ۸۳۴: گریزان خودم از شرم بی‌تابی پناهی کو

شمارهٔ ۸۳۵: هر نقش قدم چشمه خون است در این راه

شمارهٔ ۸۳۶: خبر ز سوز نداری سروده نای که چه

شمارهٔ ۸۳۷: طفل است و بدخو جوید بهانه

شمارهٔ ۸۳۸: همه تن آینه ای دست بر آیینه منه

شمارهٔ ۸۳۹: چشم است و نور دیده خیالت در آینه

شمارهٔ ۸۴۰: اگر از خنده گر از چین جبین ساخته ای

شمارهٔ ۸۴۱: دارم ز کاوش مژه ات جان تازه ای

شمارهٔ ۸۴۲: طرف کلاهی از مژه بالا شکسته ای

شمارهٔ ۸۴۳: ملک حیا به شرم نگاهی گرفته ای

شمارهٔ ۸۴۴: بند از پایم برای امتحان دزدیده ای

شمارهٔ ۸۴۵: ای عمر فتنه شوخی مژگان کیستی

شمارهٔ ۸۴۶: به سویم آمدی شیدای خویشم ساختی رفتی

شمارهٔ ۸۴۷: در آتش دارم از هر عضو بندی

شمارهٔ ۸۴۸: هشیاریم گلی ز گلستان بیخودی

شمارهٔ ۸۴۹: گه رنگ خزان گه چمن آرای بهاری

شمارهٔ ۸۵۰: زبیدرد محبت حال اهل دل چه می پرسی

شمارهٔ ۸۵۱: خراب گشته ز ویرانه که می پرسی

شمارهٔ ۸۵۲: نکند گر چه کسی گوش به فریاد کسی

شمارهٔ ۸۵۳: دل را چگونه منع محبت کند کسی

شمارهٔ ۸۵۴: اگر در خواب خود را دیده باشی

شمارهٔ ۸۵۵: و ما فیهما غیر جذب الوفا شیء

شمارهٔ ۸۵۶: دیده خاک راه جولان تو بودی کاشکی

شمارهٔ ۸۵۷: داریم بر تو احترامی

شمارهٔ ۸۵۸: هر جلوه که در دیده ما کرده سلامی

شمارهٔ ۸۵۹: هیچ دانی که چرا خوش چشمی

شمارهٔ ۸۶۰: درد دل ز آن بیشتر دارم که تدبیرش کنی

شمارهٔ ۸۶۱: همه نازی نیاز می بینی

شمارهٔ ۸۶۲: مستی سراسر سفر ناز می روی

شمارهٔ ۸۶۳: نمی دانم زبان دادخواهی

شمارهٔ ۸۶۴: به طوفان اشکی به غوغای آهی

شمارهٔ ۸۶۵: به استقبال مژگان سیاهی

شمارهٔ ۸۶۶: خویش آیینه دار خود رایی

شمارهٔ ۸۶۷: نه سوخته الفت دردم نه دوایی

شمارهٔ ۸۶۸: دیده از جوش گریه دریایی

شمارهٔ ۸۶۹: دل کشته آرزوست می گویی