گریبان رشک گلشن می توان کرد
گل چاکی به دامن می توان کرد
بنازم انتقام سینه صافی
چها با جان دشمن می توان کرد
چمن پیرا ندانم جلوه کیست
گل ناچیده خرمن می توان کرد
به کشتی رام یک دل می توان بود
تماشای رمیدن می توان کرد
گداز حیرتم کامل عیار است
مرا در ساغر من می توان کرد؟
غبارم کرد اسیر آن گردش چشم
طواف مشهد من می توان کرد


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به عشق و زیباییهای طبیعی پرداخته و حسرت و شیدایی خود را بیان میکند. او از راز و رمزهای عشق میگوید و اینکه میتوان از زیباییهای موجود بهرهبرداری کرد. همچنین، از درد و اشتیاقی حرف میزند که ناشی از عشق و نگاه معشوق است و احساس میکند که در آن وضعیت میتواند به رهایی و تماشا بپردازد. غزل همچنین به تلاقیهای عاشقانه و مذهبی اشاره دارد که فضای شعر را غنیتر میکند.
هوش مصنوعی: میتوان با زیبایی و جذابیت گلشن را به گردن گرفت و همچنین میتوان با زیبایی خاصی دامن گل را چاک داد.
هوش مصنوعی: به دلنشینی و پاکی سینه و دل میتوان به دشمنان آسیب جدی زد.
هوش مصنوعی: نمیدانم زیبایی چمن از کجا ناشی میشود، اما میدانم که میتوان با گلهای چیده نشده از آن خوشهای درست کرد.
هوش مصنوعی: کسی میتواند به آرامش و سکون در زندگی برسد و به تماشای دگرگونیها و تغییرات پیرامونش بپردازد.
هوش مصنوعی: شگفتی و حیرتم به اوج خود رسیده است، آیا در این لیوان میتوانم به حالت دلخواه خود درآیم؟
هوش مصنوعی: چشمان دلربا و جالبی که مانند گردشی در میآیند، باعث شدهاند که من در این حال و هوای خاص، گرفتار شوم. در این وضعیت، انگار در حال زیارت مشهد هستم و میتوانم به تماشای زیباییها بپردازم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.