گنجور

 
اسیر شهرستانی

ناله از دل بی خیال گلعذاری بر نخاست

درگلستان تا گلی ننشست خاری بر نخاست

در محیط عشق سرها رفت بر باد فنا

غیر موج تیغ از این دریا بخاری بر نخاست

جز خیال او که سر زد از کنار خاطرم

یک چمن گل هرگز از آغوش خاری بر نخاست

لاله از تربت فرهاد جز داغم نرست

چون من از خاکستر مجنون شراری بر نخاست

 
نسک‌بان: جستجو در متن سی‌هزار کتاب فارسی
sunny dark_mode