نگه در دیده اندام تو دارد
نفس در سینه پیغام تو دارد
دلم در خاک هم صاحب کمال است
به بازو حرزی از نام تو دارد
رسا افتاده مستیهای منصور
مگر کیفیت از جام تو دارد
چه می پرسی چه دارد بینوا دل
دعای صبح تا شام تو دارد
دل من باغ خندیدن ندانست
نمکزاری ز دشنام تو دارد
چه صیادی چه صیادی که هر صید
برای صید خود دام تو دارد
اسیر از هر دو عالم بی نیاز است
به ناکامی همان کام تو دارد


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف عشق و زیبایی معشوق میپردازد. او از تأثیر عمیق نگاه و نفس معشوق بر دل و جان خود سخن میگوید و حس میکند که دلش به رغم رنج و دشواری، زیبایی و کمالی در خود دارد. شاعر همچنین از قدرت عشق به عنوان یک صیدکننده یاد میکند که در دام عشق معشوق گرفتار است و در عین حال خود را از دنیای بیرون بینیاز میسازد. در پایان، شاعر بر ناکامی و چالشهای درونی خود تأکید میکند و عشق خود را به عنوان منبع آرامش و کمال معرفی میکند.
هوش مصنوعی: چشمانم با تماشای تو پر از زیبایی است و نفس من در سینهام پیام عشق تو را دارد.
هوش مصنوعی: دل من حتی در خاک و زمین هم با داشتن ویژگیهای برجستهای همراه است و به وسیله دستانش از نام تو پشتیبانی میکند.
هوش مصنوعی: شاید مستیهای من نسبت به منصور از شدت و زیبایی خاصی برخوردار است، اما آیا این حال و هوا به خاطر جام تو نیست؟
هوش مصنوعی: تو از دل بینوای او چه میپرسی؟ دلش همیشه در انتظار دعا از صبح تا شب است.
هوش مصنوعی: دل من نمیتواند در خوشحالی زندگی کند، چون همواره زیر فشار دشنامها و críticas تو قرار دارد.
هوش مصنوعی: صیادانی که به شکار میروند، هر کدام برای شکار خود تلهای دارند.
هوش مصنوعی: آدمی که در بند و اسیر شرایط زندگیاش است، از نظر روحی و احساسی به چیزی نیاز ندارد و در واقع، با وجود مشکلات، همان چیزی را که میخواهد، به دست آورده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.