مرا چون غنچه هردم چاک دل از چاک میجوشد
ز کار بسته بند تازهام چون تاک میجوشد
ز فیض خاکساری بر دهد نخل سرافرازی
نی سرکش برآر آتش که با خاشاک میجوشد؟
چنان از نرگس مخمور ساقی گشتهام بیخود
که بعد مرگ از خاک وجودم تاک میجوشد
به هرجا پرتو شمع جمالت گشت نور افشان
دل پروانه مانند سپند از خاک میجوشد
تجلی از فروغ حسن او زان گونه سرشار است
که آتش همچو خون از دیدههای پاک میجوشد
سر هرکس حباب او شود عمر ابد یابد
زلال خضر از آن سرچشمه فتراک میجوشد
به جای سبزه نشتر میدمد از کشت امیدم
چو بیمهری که جای اختر از افلاک میجوشد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل، به احوالات دل و جان خود اشاره دارد و از احساسات عمیقش سخن میگوید. او خود را چون غنچهای میبیند که در پی چاک دل به جستجوی عشق است و از تأثیرات عشق و زیبایی معشوق مینالد. با استفاده از تصاویری چون نرگس و پروانه، به حالت عرفانی و شوق درونی خود میپردازد و میگوید که عشق از وجود او میجوشد. همچنین، او به وجود ناملایمات و بیمهریها اشاره میکند که باعث میشود امیدش آسیب ببیند و در کشت آن، جای سبزهها نشتر بیفتد. در نهایت، عشق و زیبایی را به عنوان سرچشمهای زلال از زندگی و جاودانگی میداند.
هوش مصنوعی: دل من همیشه همچون غنچهای است که از درون میجوشد و به خاطر درد و غم، چاکچاک شده است. من همچون تاکی که تازه برمیخیزد از زندگی و شرایط جدید، احساساتی درونم جاری است و این احساسات به طور مستمر در من زنده و فعال هستند.
هوش مصنوعی: از برکت تواضع و humility درخت افتخار بلند میشود و نباید اجازه دهیم که آتش خشم و سرکشی بر افروخته شود، زیرا این آتش فقط با بیارادگی و زبالههای بیاهمیت به حرکت درمیآید.
هوش مصنوعی: به شدت تحت تأثیر زیبایی و جذابیت وجود ساقی قرار گرفتهام که حتی بعد از مرگم، از وجودم همچون تاکی سرشار از سرزندگی و شادابی میجوشد.
هوش مصنوعی: هر جا که نور زیبایی تو میتابد، دل عاشق مانند خاکی که از داخل آن آتش میجوشد، به حرکت درمیآید و شعلهور میشود.
هوش مصنوعی: نور و زیبایی او چنان پرشور و زندگیبخش است که عشق و هیجان آن همچون آتش از چشمان پاک و بیآلایش شما فوران میکند.
هوش مصنوعی: اگر بر سر هر انسانی حبابی تشکیل شود، آن فرد میتواند از عمر ابدی بهرهمند شود و زلال زندگی خضر از آن چشمه جوشیده و جاری خواهد شد.
هوش مصنوعی: به جای سبزه و نعمتهای خوشایند، درد و رنج از قلب امید من برمیخیزد، مثل بیمهری که زندگی و خوشبختی او را از آسمانها دور کرده و در ظاهر چیزی جز غم و اندوه نمیبیند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.