چو نیست قدر وفا طاقت جفا عبث است
ادب به کار نمی آید و حیا عبث است
بهار عمر خزان کردم و ندانستم
که عهد با گل و پیوند با صبا عبث است
کسی به این همه بیگانگی چه چاره کند
گرفتم اینکه شدم با تو آشنا عبث است
دلی به یاد تو خوش می کنیم و می دانیم
که رام کس نشوی آرزوی ما عبث است
زبان نفهم وفایی! چه می توان گفتن
ز بیزبانیم اظهار مدعا عبث است
خبر زآتش پنهان ما نداری حیف
گداختن به وفای تو بیوفا عبث است
نخوانده ای سبق دلبری همینت بس
کسی چه بحث کند با تو ماجرا عبث است
ز شکوه ام سخنی می شنو اسیر توام
ز ابتدای سخن تا به انتها عبث است


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از ناامیدی و بیثمر بودن عشق و وفا سخن میگوید. او به تعبیر عمرش و پیوندی که با عشق خود داشته، اشاره میکند و میگوید هر چه تلاش کند، نتیجهای در پی نخواهد داشت. او از توان بیفایده خود در ابراز احساسات و گفتگو در مورد عشق میگوید و در نهایت، به بیاعتنایی معشوق و بیمفهومی این ارتباط اشاره میکند. احساسات عمیق و دردناک او از جدایی و نامرادی در انتها به وضوح نمایان است.
هوش مصنوعی: وقتی ارزش وفا کم است، تحمل سختیها بیفایده است. در چنین شرایطی، ادب و حیای انسان نیز بیمعنا میشود.
هوش مصنوعی: زندگیام را به مانند بهار، به هدر دادم و نتوانستم بفهمم که پیمان بستن با زیبایی و خوشیها بیفایده است.
هوش مصنوعی: کسانی که در زندگی به شدت احساس تنهایی و بیگانگی میکنند، ممکن است به این فکر بیفتند که چه راهی برای تغییر این وضعیت وجود دارد. اما وقتی که به آشنایی و نزدیکی با تو دست مییابند، متوجه میشوند که این تلاشها بیفایده و بیمعنی است.
هوش مصنوعی: ما برای یاد تو دلی شاد میکنیم و خوب میدانیم که تو هرگز تسلیم آرزوهای ما نخواهی شد.
هوش مصنوعی: زبان ناتوان و بیفایده است! چه میتوان گفت، وقتی که خودمان هم نمیدانیم چه میخواهیم بگوییم، ابراز خواستههایمان بیفایده است.
هوش مصنوعی: تو از آتش پنهان دل من بیخبر هستی و اینکه من به خاطر وفای تو که وفا نکردی سوختهام، تنها بیهوده است.
هوش مصنوعی: اگر تو خودت درس دلبری را نخواندهای، دیگر نیازی نیست کسی با تو درباره این موضوع بیهوده بحث کند.
هوش مصنوعی: از عظمت من مطلبی میشنوی؛ من از ابتدای سخن تا انتهای آن در اسارت تو هستم و این بیهوده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
به گل ترانهٔ مرغان بی نوا عبث است
فسون دوستیم با تو بی وفا عبث است
دلم به سینه کنون کز تغافلت خون شد
تسلّیم به نگه های آشنا عبث است
به هرزه، داد به دیوان آسمان نبری
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.